امام خميني(رحمة الله عليه):شهادت هنر مردان خداست.شهداء در قهقه ي مستانه وشادي وصلشان ِعند ربّهم يرزقونند.«شادي روح مطهر امام وشهداء صلوات برمحمّد وآل محمّد»(وعجّل فرجهم)
ياران بي نشان (شهيدگلپا)
var sel = document.getElementById('google_translate_element').getElementsByTagName('select');switch ( country ){case 'Spain':sel[0].selectedIndex = 6;break;case 'Italy':sel[0].selectedIndex = 5;break;case 'Germany':sel[0].selectedIndex = 4;break;case 'France':sel[0].selectedIndex = 3;break;default:if (country == 'Egypt' || country == 'Saudi Arabia' || country == 'Lebanon' || country == 'Jordan' || country == 'Iraq' || country == 'Morocco' || country == 'Bahrain' || country == 'Syria' || country == 'Algeria' )sel[0].selectedIndex = 2;elsesel[0].selectedIndex = 1;}if(country.indexOf('Iran') < 0 ){if (sel[0].fireEvent){sel[0].fireEvent("onclick");} else if (sel[0].dispatchEvent){var changeevent=document.createEvent("HTMLEvents");changeevent.initEvent("change", false, true);sel[0].dispatchEvent(changeevent);}}}/*]]>*/

http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/9/16/1971985_341.jpg

وقوعاین اختلافات آن هم در اوج جنگ تحمیلی، علاوه بر به هدر رفتن بخش عظیمی ازوقت مفید نیروهای دو طرف باعث انحلال سپاه اسدآباد و پراکنده‌شدن آنان به دیگر شهرها به خصوص کرمانشاه شد و حتی عنوان «تبعیدی‌ها» پیوست نام پاسداران مامور به خدمت شد.

 





دسته بندی : خاطرات


ماجرای تحول «شاهرخ ضرغام» از زبان همرزمش
همیشهبا خودم فکر می‌کردم که زندگی شاهرخ به درک منتهی می‌شود؛ شاهرخ بدن ورزیده‌ای داشت و حسابی در دعوا سریع بود. کسی جرئت نمی‌کرد با او سرشاخ شود. خیلی روزها با هم به کاباره می‌رفتیم و با کمال شرمساری عرق می‌خوردیم. اما نفس امام خمینی(ره) که به شاهرخ خورد، او را کلا عوض کرد. یعنی مسیر زندگی‌اش به کل عوض شد. سال 57 بود وقتی در تلویزیون صحبت‌های حضرت امام پخش می‌شد، با احترام می‌نشست، اشک می‌ریخت و با دل و جان گوش می‌کرد. می‌گفت عظمت را اگر خدا بدهد، می‌شود خمینی؛ با یک عبا و عمامه آمداما عظمت پوشالی شاه را از بین بُرد.



دسته بندی : خاطرات


شنیدم بابا شهید شده، شهید چه شکلیه؟

صدایگریه مردی توجه همه را جلب کرده بود. حال خودش را نمی شناخت. آنقدر بغض درگلو داشت که بلندبلند درد دل می کرد. می‌گفت «روز اربعین در کربلا بودم کهبه من زنگ زد و گفت داداش! زیارتت قبول باشه. منم به زودی برمی گردم و میام کنارتون. یدالله مثل همیشه بر قولش ماند و امروز آمد.»



طواف سوخو دور حرم امام رضا
هواپیمای سوخو را وارد نیروی هوایی سپاهکرد. همه انتظار داشتیم مراسم افتتاحیه‌اش در تهران باشد، ولی گفت: می‌خواهم مراسم افتتاحیه توی مشهد باشد. پایگاه هوایی مشهد کوچک بود. کفاف چنین برنامه‌ای را نمی‌داد. بعضی‌ها همین موضوع را به سردار گفتند. ولی سردار اصرار داشت مراسم در مشهد باشد.
 بابرج مراقبت هماهنگی‌های لازم انجام شده بود. خلبان، برفراز آسمان، هواپیمارا چند دور، دور حرم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) طواف داد. سردار کاظمی اینرا از خلبان خواسته بود. خیلی‌ها تازه دلیل اصرار سردار را فهمیده بودند. خدا رحمتش کند؛ همیشه می‌گفت: ما هیچ وقت از لطف و عنایت اهل بیت، خصوصاً آقا امام رضا(ع) بی‌نیاز نیستیم
فرهنگ نیوز




دسته بندی : خاطرات


پیش بینی شهید از عملیات بدر

باتعجب به همسرم گفتم: چی شده؟
 
گفت: خواب عجییی دیدم. جنگ بدر بود. من هم بودم. اما...
 
هرچهاصرار کردم ادامه نداد. شوهرم رفت و عازم جبهه شد. دیگر از او خبر نداشتم تا اینکه یک روز رادیو اعلام کرد که عملیات بدر در شرق دجله آغاز شد.
 
رنگ از چهره ام پرید. شوهرم مدتی قبل خبر این عملیات را داده بود و...
 
هفته بعد پیکر سردار رشید اسلام. مسئول آموزش پادگان امام حسین ع مرتضی شکوری معروف به میثم تشییع شد.
فرهنگ نیوز




دسته بندی : خاطرات


شجاعت مثال‌زدنی در مقابله بادشمن بعثی داشت
یادنامه
 نام و نام خانوادگی: داود برقعی
متولد: فروردین 1345
تحصیلات: گواهی پایان دوره راهنمایی
اعزامی از: پایگاه مالک اشترآذرماه 1362
مدت حضور در مناطق عملیاتی: حدود سه ماه
محل شهادت: کردستان به دست گروهک کومله
تاریخ شهادت: 1362.12.01
تاریخ رجعت پیکر: 1362.12.02
روز خاکسپاری: 1362.12.05
مدفن: قطعه 28 بهشت زهرا(س)




چهل روز روزه داری در استقبال از شهادت

 
هنوزدر سال سوم دبیرستان درس می خواند که تکلیف و دین او را به جبهه های نبرد کشانید و در اولین ماموریت در تاریخ 30 بهمن 61 در خرمشهر مجروح گردید و پساز بهبودی برای عملیات خیبر مجدداً به خط مقدم رفت و برای بار دوم در طلائیه مجروح گردید. با توجه به اینکه در هر 2 بار مجروحیت از ناحیه پا مورد اصابت ترکش قرار گرفت نتوانست ورزش قهرمانی را ادامه دهد.




شهید حسن زاده
نوجوان شهید «حسن حسن زاده سرائی» در اول فروردین سال 1350 در خانواده ای مذهبی و روحانی که عطر و بوی محبت اهل بیت و حضرت امام حسین(ع) در آن جاری بود در تبریز به دنیا آمد و سرانجام سال 64 در عملیات والفجر8 جزیره فاو به فیض شهادت نائل شد.



آیت الله بهجت
مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: در انجیل برنابا - که خیلی عباراتش شبیه به روایات ما است، و شواهد صدق بسیار دارد، که از جمله حرمت گوشت خوک و مسکرات - آمده است: خداوند از رحمت و نعمت خود آن قدر به مومن عطا می فرماید که:
حتی کاد ان یهبه نفسه.
به حدی که نزدیک است خود را به او ببخشید.
هم چنین در انجیل برنابا دارد: یک شب حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) در کوه تا به صبح مشغول عبادت بود تا این که:
حتی رای کل شی ء عریانا مکشوفاً.
به حدی که واقعیت تمام اشیاء را به صورت برهنه و مکشوف دید.
یعنی واقع عالم را که ما نمی‌بینیم، مشاهده نمود.

کتاب در محضر حضرت آیت ا.... العظمی بهجت – ص 150
محمد حسین رخشاد

تسنیم





دسته بندی : حدیث نفس


حاج اسماعیل دولابی

کمی مال دنیا و یک سال یا پنج سال ارزاق تهیه کردن و وسعت کسب، اگر توجه نداشته باشید حساب نمی‌‌شود. توجه است که انسان را گنهکار می‌کند. توجه به بیراهه گناه است و توجه به معصیت عصیان است. توجه به عبادت عبادت است و توجه به وجه الله، نفس عبادت است. توجه اصلاً مال وجه الله و وجهه خدایی است. رغبت و لذت جایش آنجاست.



دسته بندی : حدیث نفس


شهیده توران اسکندری را بیشتر بشناسیم
شهیده توران اسکندری در فاجعه انفجار حله عراق به شهادت رسید. او متولد شهر ماهشهر در سال ۱٣۴۴ بود و یادگارانش ۵فرزند ،٣پسر و ٢ دختر هستند.
 رزمندهجهادگر ولایتی و خادم اهل بیت عارف مرحوم مهندس فرشاد اسکندری،  همسر شهیده اسکندری بود که به دلیل تخصص ایشان حضور در جبهه این بزرگوار خدمت درعملیات راهسازی بوده و به دلیل حضور در مناطق عملیاتی و در پی عملیات خصمانه و ناجوانمردانه ملعون آن زمان توسط بمب های شیمیایی بر خلاف تفکر ایشان مواد آلوده به بدنشان وارد و بعد از چند سال تبدیل به سرطان می شود که به تشخیص پزشکان بیمارستان شریعتی تهران از نوع سرطان های ناشی از مواد شیمیایی بوده است.
 همسرشهیده اسکندری در نهایت در سال ۱٣٨۴ با عروجی شهادت گونه به همرزمان شهیدشمی پیوندد. (ضمنا شهید علیرضا اسکندری فرمانده گردان جعفر طیار پسر خاله شهیده توران اسکندری است.)
فرهنگ نیوز



شهیدی که میترسید به مرخصی برود و برنگردد

اواخراردیبهشت سال 67 بود و مقر شهید ضیایی در اطراف شهر ماووت عراق بودیم. شهید علیرضا عباسیان آماده رفتن به مرخصی بود ولی خیلی پکر و غمگین بنظر میرسید. معمولا بچه ها وقتی برای مرخصی می رفتند شاد و شنگول بودند ولی شهیدعباسیان خیلی گرفته به نظر می رسید. ازش پرسیدم علی چرا پکری؟ با غصه گفت:شاید برم مرخصی دیگه برنگردم. پرسیدم چرا برنگردی؟ گفت چون مادرم ناراحتی قلبی داره می ترسم برگردم حالش بد بشه.



دسته بندی : خاطرات



نصیبیاظهار کرد: سنگ قبرم هنوز باقی است و هر بار که دلم از این دنیای فانی می گیرد و یاد دوستان شهید خود می افتم، به سر مزارم رفته و بر سر سنگ قبرم برای خود و دوستان شهیدم فاتحه می خوانم.




دسته بندی : خاطرات


شهید احمد جعفرنژاد در جبهه های حق علیه باطل

شهید احمد جعفرنژاد بعنوان یکی از آرپی‌جی‌زنان و دیده‌بانانی ماهر در لشکر16 زرهی قزوین نیروی زمینی ارتش درخشید و در اولین عملیات که به نام «عملیات رمضان» بود در محور عملیاتی حمیدیه و کرخه نور در خط مقدم جبهه او وهمرزمانش مقاومت جانانه‌ای را انجام داده که به گفته دوستانش ضربات مهلکی به صدامیان وارد شد.



http://zahra1361.persiangig.com/image/shahid%20ghasemi/naser%20ghasemi.jpg

در خاطره ای درباره شهید ناصر قاسمی آمده است:

موقعآمدن با موتور، با پیرمردی تصادف می‌کند وپای پیر مرد می‌شکند. او را به بیمارستان می‌رساند. تمام مخارجش را هم می‌دهد. با وجود مقصّر نبودن، دیگه ول کنش نبود. می‌رفت پیر مرد را پشتش کول می‌کرد و سوار ماشین می‌کرد. چند بار هم تهران برده بود تا خوب خوب شود. تا دو سال هم نصف حقوقش را به خانواده‌اش می‌داد.