امام خميني(رحمة الله عليه):شهادت هنر مردان خداست.شهداء در قهقه ي مستانه وشادي وصلشان ِعند ربّهم يرزقونند.«شادي روح مطهر امام وشهداء صلوات برمحمّد وآل محمّد»(وعجّل فرجهم)
ياران بي نشان (شهيدگلپا)
var sel = document.getElementById('google_translate_element').getElementsByTagName('select');switch ( country ){case 'Spain':sel[0].selectedIndex = 6;break;case 'Italy':sel[0].selectedIndex = 5;break;case 'Germany':sel[0].selectedIndex = 4;break;case 'France':sel[0].selectedIndex = 3;break;default:if (country == 'Egypt' || country == 'Saudi Arabia' || country == 'Lebanon' || country == 'Jordan' || country == 'Iraq' || country == 'Morocco' || country == 'Bahrain' || country == 'Syria' || country == 'Algeria' )sel[0].selectedIndex = 2;elsesel[0].selectedIndex = 1;}if(country.indexOf('Iran') < 0 ){if (sel[0].fireEvent){sel[0].fireEvent("onclick");} else if (sel[0].dispatchEvent){var changeevent=document.createEvent("HTMLEvents");changeevent.initEvent("change", false, true);sel[0].dispatchEvent(changeevent);}}}/*]]>*/

شهید محمود قیمی

شهید محمود قیمی در وصیت نامه خود می‌نویسد:خواهش من از شما این است که امام را تنها نگذارید و در راه او قدم بردارید که راه او سعادت است راه او راه حسینی است راه او راه امام زمان است.امیدوارم شما به بیعت خود پایدار بمانید و هرگز دست از امامتان نکشید.



دسته بندی : وصیت نامه شهداء


شهید تقی حسینی جوان اسلامشهری که متولد سال ۱۳۷۲ بود در راه دفاع از حرم حضرت زینب(س) به شهادت رسید.

این شهید والامقام در روز عرفه و در اثر اصابت ترکش به سرش به شهادت رسید.

شهید حسینی از هفت سال پیش در شهرک امام حسین(ع) شهرستان اسلامشهر سکونت داشت.

این شهید ۲۳ ساله دارای دو برادر و سه خواهر است و از وی کودکی چهارساله به نام زهرا به یادگار مانده است.

گوارای وجود حیدری شان باد
روحمان با یادش شاد
هدیه به روح بلندپروازش صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

تسنیم




دسته بندی : شهدای مدافع حرم


جنگنده فانتوم در دوران دفاع مقدس
پرونده دفاع مقدس و نیروی هوایی ارتش - ۱
"عملیات انتقام"؛
 اولین پاسخ نیروی هوایی ایران ۳ ساعت پس از آغاز جنگ

سرهنگ خلبان جواد فکوری فرماندهی وقت نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران را عهده‌دار بود و بلافاصله پس از این حملات جنگنده های ارتش بعثی، وضعیت اضطراری اعلام کرده و تمام فرماندهان ارشد پایگاه‌های نهاجا را به تهران فرامی‌خواند و در جلسه رسمی، اعلام  می‌کند که "باید پاسخ قاطع و سریعی به این حملات داده شود."



دسته بندی : عملیات


حاج اسماعیل دولابی

پس حساب باز کنید که اینهارا ببینید، حساب باز کن که ببینی چه می‌دهی و چه می‌گیری. از امروز هم حساب باز کن هم حساب را ببیند. یعنی بی حساب کار کن. خا اول مدرک نگرفت و ما را خلق کرد. ابتدا خلق کرد، بعد پرسید آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتیمبله.



دسته بندی : حدیث نفس


دولابی

پرسیدند از کجا می‌آیی و به کجا می‌روی؟ گفت: مِنَ الله إلیَ اللهِ از خدا به سوی خدا، این را فضّه، خادمه حضرت زهرا و حضرت امیر(ع) می‌گوید. آیا شما جوابی غیر از این دارید که بدهید؟ اگر از این قشنگتر و از این بهتر می‌توانید پاسخ بدهید. اگر می‌توانید جواب این خانم را خودتان به خودتان بدهید. چرا وقتی جنازه می‌بینیم می‌گوییم: اِناللهِ وَاِناالیهِ راجعُونَ از جانب خدا آمده‌ایم و به سوی او هم باز می‌گردیم.



دسته بندی : حدیث نفس


دولابی

آیا قران در دل تو می‌رودیا دل تو در قرآن می‌رود؟ قرآن درون دلت می‌رود. پس اصل کاری دل است، آن امانتی که در درونت گذاشته‌اند دل است. همه انبیاء و قرآن هم آمده‌اند تا نشانت دهند. آیا در ذات خودت بود یا انبیاء آمدند و یک چیزی را در درونت قرار دادند؟ وقتی خوب نگاه کنید می‌بینید که آن را از ابتدا در ذاتتان گذاشته بودند. منتهی نمی‌توانستیم آن را بخوانیم، آنها آمدند و خواندند. لذا در ذات خودتان نوشته است.



دسته بندی : حدیث نفس


دولابی

ببینسرانجام تو را کجا می‌برند. این از صفات خداوند است. خدا فاعل بدون حرکت است. حافظ است بدون اینکه توپ و تانک و تفنگ داشته باشد. مومن را هم می‌خواهد به چنین جایگاهی ببرد، چون آن را در مومن امانت گذاشته است. پس هرکدام از شما که برجسته هستید با نیّت کار کنید. آهسته آهسته دورتان را خلوت کنید، فقط کار بدون آلت. متحرک نشوید، اینطور نباشید تا بگویند باران نیامده تحریک شوید. خدا هم تحریک نمی‌شود.



دسته بندی : حدیث نفس


دیدار جامعه قرآنی با خانواده شهید صدرزاده

برای اینکه به سوریه برود به مزار شهدای اندیشه رفت و شهدای گمنام را قسم داد که راه را برایش باز کنند و آن شهدانیز حاجت مصطفی را دادند و راه را برای رفتن به سوریه برایش باز کردند.زمانی که نوجوان بود در خواب دیده بود که از مسجدی که در آن فعالیت می کرد شهید آورده بودند و از این مسجد نوری به سمت آسمان بلند می شود که چند سال بعد خودش و شهید عفتی اولین شهدای اینمسجد می شوند.



سید حکیم و رئوف در سپاه محمد(ص)

محمد حسن ابراهیمی از دوستان نزدیک سید حکیم می‌گوید: سیدیک جمله معروف درباره شهادت دارد که می‌گفت:«شهادت یک لباس تک سایز است. اگر بزرگ باشی باید کوچک شوی و اگر کوچکی باید بزرگ شوی تا به اندازه آن برسی. خدا کند ما به حد وسط آن برسیم.»




دسته بندی : خاطرات


hat

پس از آمدن نماینده صلیب سرخ وضعیت اسرا نسبت به قبل کمی بهتر شد.

در روز چندساعتی وقت می دادند بیرون برویم اتاق ها نظافت شود

داخل هر آسایشگاه یک سطل برای آب خوردن بود،

با آن که در منطقه هوا خیلی گرم بود. سرانجام ما رابه اردوگاه موصل انتقال دادند

(رمادی در جنوب و موصل در شمال شرقی عراق قرار داشت).




دسته بندی : با اسراء


قیام در اسارت

بعدازظهرهمان روز در حالی که در محوطه اردوگاه بودیم، صداهایی را از کمپ مجاورمان شنیدیم. نگهبانان عراقی از بالای پشت بام ها با اسلحه هایشان به سوی ما نشانه رفته بودند. سر و صداها رفته رفته بیشتر و صدای تکبیر و لا اله الا الله بچه های کمپ مجاور به وضوح شنیده می شد. از یک نگهبان عراقی پرسیدیم:

چه خبر است؟

اوکه دست و پایش را گم کرده بود ما را با شدت به عقب راند و به اتفاق سایر نگهبانان به سرعت همه اسیران به داخل سلول ها هدایت کردند.





دسته بندی : با اسراء


تنبیه روزانه ۳ تا ۴ بار اسرای ایرانی

در دومین سال اسارت در ماه محرم و شب تاسوعا تصمیم گرفتیم که به سینه‌زنی و عزاداری بپردازیم.از ساعت ۲۱ و ۳۰ دقیقهتا ۲۲ و ۱۵ دقیقه شب اسرای سه آسایشگاه در شب تاسوعا عزاداری و سینه‌زنی کردند که عراقی‌ها متوجه این موضوع شدند و ممنوع اعلام کردند.عراقی‌ها به داخل آسایشگاه‌ها ریختند و اسرا را کتک زدند که برای تلافی این موضوع، اسرا اعتصاب غذا کردند و غذاهایی را که می‌آورند را پس دادند که سبب شد ۱۴ روز به اسرا غذا ندهند.اسرا که از قبل مقداریآذوقه ذخیره کرده بودند زمان اعتصاب را طی کردند که عراقی‌ها متوجه شدند وروزانه سه تا چهار بار اسرا را تنبیه می‌کردند.عراقی‌ها با دو دست بر روی دو گوش اسرا می‌زدند؛ همچنین با شوکر برقی از پشت اسرا را می‌زدند.با پیام صدام مبنی بر آزادی اسرا و تبادل اسرای دو کشور از اسارت رهایی یافتیم.

راوی: آزاده رضا بغدادی

سایت جامع آزادگان





دسته بندی : با اسراء


عزاداری تاریخی در موصل

مگر می شود عاشورا سپری شود و ما از عمق جان فریاد یا حسین علیه السلام سر ندهیم اگر چنین می شد همگی دق می کردیم، در این سکوت مرگبار ناگهان صدای عزاداری و سینه زنی از همه جای اردوگاه بلند شد.نگهبان هاج و واج به هر طرف سرک می کشیدند اما کسی را در حال عزاداری و سینه زنی نمی یافتند.ناگهان یکی از سربازان رو به فرمانده شان فریاد زد:سیدی،بالحمامات،قربان داخل حمام هایند.



دسته بندی : با اسراء


به یاد کربلا

چه بنویسم و از کجا بیان کنم که چه ها بر ما می  گذشت. آرزوی آزادی داشتیم تا در یک ورق هم که شده آن مظلومیت کربلایی بچه ها به تصویر کشیده شود. ماه محرم بود. بچه ها لب تشنه بودند. حامیان صدام یزید اجازه ی عزاداری برای سید و سالارشهیدان را به ما نمی دادند. روز عاشورا بود. ما هرگز حاضر نبودیم مولایمان اباعبداله الحسین را تنها بگذاریم و از مظلومیتش یادی نکنیم. هرچه شکنجه می شدیم و درد می کشیدیم بیشتر به خود می بالیدیم.



دسته بندی : با اسراء


عزاداری بی سابقه در سه دهه پیش

آن شب درجه داران عراقی سعی بسیاری کردند که پرچم سیاه را از آسایشگاه یا بچه ها بگیرند، اما چون شب بود و در هم بسته بود، موفق نشدند و گفتند: فردا به حسابتان می رسیم.

هر سال، محرم که می رسید، از شب اول تا شبیازدهم، برای کنترل بیشتر، بر نگهبانان عراقی افزوده می شد. آنها شبانه روز مراقب بودند که کسی عزاداری نکند و صراحتاً می گفتند: عزاداری و سینه زنی یک مسئله سیاسی و مخالف نظام ماست؛ بنابراین ممنوع است.





دسته بندی : با اسراء