دانلود این نوا از اینجا
امام خميني(رحمة الله عليه):شهادت هنر مردان خداست.شهداء در قهقه ي مستانه وشادي وصلشان ِعند ربّهم يرزقونند.«شادي روح مطهر امام وشهداء صلوات برمحمّد وآل محمّد»(وعجّل فرجهم)
ياران بي نشان (شهيدگلپا)
var sel = document.getElementById('google_translate_element').getElementsByTagName('select');switch ( country ){case 'Spain':sel[0].selectedIndex = 6;break;case 'Italy':sel[0].selectedIndex = 5;break;case 'Germany':sel[0].selectedIndex = 4;break;case 'France':sel[0].selectedIndex = 3;break;default:if (country == 'Egypt' || country == 'Saudi Arabia' || country == 'Lebanon' || country == 'Jordan' || country == 'Iraq' || country == 'Morocco' || country == 'Bahrain' || country == 'Syria' || country == 'Algeria' )sel[0].selectedIndex = 2;elsesel[0].selectedIndex = 1;}if(country.indexOf('Iran') < 0 ){if (sel[0].fireEvent){sel[0].fireEvent("onclick");} else if (sel[0].dispatchEvent){var changeevent=document.createEvent("HTMLEvents");changeevent.initEvent("change", false, true);sel[0].dispatchEvent(changeevent);}}}/*]]>*/

شهید مسعود عظیمی



دسته بندی : وصیت نامه شهداء


دیریاسین

بنزیون کوهن از عناصر ایتسل و همکار زتلر در این عملیات در این فیلم جمله ایعجیب می گوید: اگر در آن زمان سه یا چهار [کشتار] دیریاسین وجود داشت، هیچعربی در کشور باقی نمی‌ماند.



دسته بندی : روشنگری


آزادگان
روز 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامى شاهد حضور آزادگان سرافرازى بود که پس از سال‌ها اسارت در زندان‌ها و اسارتگاههاى مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامىخود گذاشتند. آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهاى جسمى و روحى دشمنان ایستادند و روابط اجتماعى جامعه کوچک اردوگاهى خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه‌هاى مزدوران بعث هراسى به خود راه ندادند.



دسته بندی : با اسراء


عملیات مهندسی
با عزل بنی صدر از پست ریاست جمهوری و فرار وی به همراه مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین به فرانسه مجاهدین خلق وارد فاز نبرد مسلحانه با جمهوری اسلامی ایران شد که نتیجه آن پس از حدود 3 دهه، قربانی شدن 17هزار زن، مرد و کودک بی گناه به دست تیم‌های ترور این گروهک بود.



دسته بندی : روشنگری


شهید حجت‌الاسلام فخرالدین طباطبایی- شهید مظلومی که به دست منافقین در سال 65 ترور شد




دسته بندی : خاطرات


نهرمیانی

شهید نهرمیانی با وجود اینکه  که در خانواده خوبی بزرگ شدند شرایط مالی مطلوبی نداشتند و در زمان تحصیل  هم مشغول به کار بودند و همیشه از این شهید به نیکی یاد می‌شود، زمان سفر نخستین چیزی که در کیف خود قرار می‌دادند جانمازو سجاده خود بود که به نقل یکی از همکلاسی‌های آن بزرگوار، شهید نهرمیانی هیچ‌وقت نماز را فراموش نمی‌کردند و وظایف دینی خود را مانند روزه‌ و غیره با جدیت تمام ادا می‌کردند.



میمنتکریمی متولد سال 1331 از انقلابیون و ایثارگران 8 سال دفاع مقدس که به مدت3 سال در بیمارستان طالقانی آبادان خدمت کرد. خانم کریمی اهل استان چهارمحال و بختیاری است، خانواده ایشان قبل از زمان جنگ به آبادان مهاجرت کرده‌اند که از چند سال گذشته هماره با مادرشان در شهرکرد ساکن شده‌اند. ایشان در خانواده‌ای انقلابی رشد کرده و در زمان جنگ در سنگر بیمارستان همراه با هم‌رزمانش از مجروحان جنگ پرستاری و امروز از مادری که انقلابی بوده و در زمان جنگ در پشت جبهه کمک‌رسانی کرده اما دیگر توان برخواستن ندارد پرستاری می‌کند. گفت‌وگویی با ایشان انجام شده که در ادامه می‌خوانید.




دسته بندی : خاطرات


با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – 14 به نیروی هوایی، شهید بابایی که جزء خلبان های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف– 5 بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–14 انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.




دسته بندی : خاطرات


http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/manateghjangi/AmaliatMersad/kamel/17.jpg

عملیات کلار از نظر زمانی همراه و مصادف با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق و حمله آمریکا به این کشور بود به همین دلیل این کشور شرایط نابسامانی داشت. در آن زمان  منافقان تمامی امکانات نظامی خود را به‌صورت زرهی در آورده و با توجه به نزدیکی آنها به مرزهای کشور تحرکاتی را انجام می‌دادند، همین امر سبب شد در گام اول جمهوری اسلامی ایران به‌منظور پیشگیری از حمله منافقان پیشدستی و به منافقان ضربه‌ای را وارد کند.



دسته بندی : خاطرات


ناگفتنی‌های تلخ

 ماههای اول که یکدفعه درب یک آسایشگاه را بازمیکردنند و۱۰ الی۲۰ نفرعراقی کابل به دست (کابل برق ازقطر۱سانت تا ۳سانت ) یا دسته کلنگ میریختندو همه اسراء را مضروب و مجروح میکردنند و هر روز تا چند ماه این شیوه شان بود هر روز صبح داخل آسایشگاه ما را به حالت نشسته (چمباتمه) سر پایین با زدن کابل بر پشت کمر یا سرشمارش میکردنند و بعد ما....




دسته بندی : با اسراء




چطورحالاآب توی یک لیوان شیشه ای وآنهم مال افسراردوگاه رابگیرم وبخورم به هرحال بااصراراوگرفتم واولین باربعدازیکسال آب خنک وگوارایی مینوشیدم آبآنقدرخنک بودکه نتوانستم همه اش رابخورم ولیوان رادرسینی گذاشتم ودرکمال ناباوری دیدم شلال آب لیوان دم خورده مراخوردوبه امیرعسگری ودیگران نیزازآنآب دادسپس مراکنارکشیدوبه زبان عربی گفت(حمیدمن شیعه هستم وسجاده دارم ونمازمیخوانم من مجبوربودم به خاطرشماروزاول زهره چشم بگیرم وتمام هم وغم من اینه که شماراحت باشیدوسالم به ایران برگردید)



دسته بندی : با اسراء




اونقدر اصرار کردیم که عزیز ماجرای بعد از مجروحیتش رو تعریف کرد: وقتی ترکش به پایم خورد ، منو بردند عقب و توی یه سنگر کمی پانسمانم کردند و رفتند تا آمبولانس خبر کنند. توی همین گیر و دار یه سرباز موجی رو آوردند وانداختند توی سنگر. سرباز چند دقیقه ای با چشمان خون گرفته برّ و بر نگاهمکرد. راستش من هم حسابی ترسیده بودم و ماست هایم رو کیسه کردم. یهو سرباز موجی بلند شد و نعره زد: عراقی پَست فطرت می کشمت. چشمتان روز بد نبینه.



دسته بندی : خاطرات



اما صبح شد و صدای در زودتر ازموقع هر روز آمد فهمیدم که ولید است سریع به صف نشستیم و لید همان سرباز عراقی در حین شمارش به من نگاه کرد و گفت سرا پایین و منم که طبق معمول وسط می نشستم سریع خودم را به دیگران زدم و صف بهم خورد تا سه بار این کار را کردم و او مجبور شد سه بار بگوید سرها بالا و هی بشمرد اما در....



دسته بندی : با اسراء


شهید رضا کارگر برزی

از اوایل دهه 70 محیط دوست داشتنی پایگاه مسجد غدیریه نظرآباد (محل زندگی شهید کارگر برزی) شاهد فعالیت‌های خستگی ناپذیر او شد. رضا خیلی زود فعالیتدر بسیج را آغاز کرد و تا زمانی که مهلت زیستن در این دنیای خاکی را داشت،از محیط مسجد و بسیج فاصله نگرفت. او همان راهی را می‌رفت که پدر و مادرش از اولین فرزند پسرشان انتظار داشتند. عباس کارگر برزی پدر شهید می‌گوید: «پسرم در هفت یا هشت سالگی نمازش را کامل می‌خواند. اهل مسجد بود و زودتر از سن تکلیفش روزه‌هایش را می‌گرفت.



شروع جنگ اوج تجلی روحیات خالصانه ابراهیم بود. بارها به دیگران گفته‌ بود که بدن تنومندش را برای این روزها آماده کرده‌است. برای روزهایی که از اسلام دفاع کند. در تمام روزهای جنگ یک بسیجی ساده ماند و هیچ‌گاه به دنبالمسئولیت و درجه نبود.
قبل از شروع عملیات والفجر مقدماتی ابراهیم روی زمین می‌خوابید. می‌گفتم برادر چرا روی زمین می‌خوابی؟ می‌گفت: «می‌خواهم تنم به این زمین عادت کند.» ابراهیم در عملیات «والفجر مقدماتی»، پنج روز به همراه بچه‌های گردان«کمیل» و «حنظله» در کانال‌های «فکه» مقاومت کردند و تسلیم دشمن نشدند.





X