دانلود این نوا از اینجا
امام خميني(رحمة الله عليه):شهادت هنر مردان خداست.شهداء در قهقه ي مستانه وشادي وصلشان ِعند ربّهم يرزقونند.«شادي روح مطهر امام وشهداء صلوات برمحمّد وآل محمّد»(وعجّل فرجهم)
ياران بي نشان (شهيدگلپا) - پهلوانان هرگز نمی میرند
var sel = document.getElementById('google_translate_element').getElementsByTagName('select');switch ( country ){case 'Spain':sel[0].selectedIndex = 6;break;case 'Italy':sel[0].selectedIndex = 5;break;case 'Germany':sel[0].selectedIndex = 4;break;case 'France':sel[0].selectedIndex = 3;break;default:if (country == 'Egypt' || country == 'Saudi Arabia' || country == 'Lebanon' || country == 'Jordan' || country == 'Iraq' || country == 'Morocco' || country == 'Bahrain' || country == 'Syria' || country == 'Algeria' )sel[0].selectedIndex = 2;elsesel[0].selectedIndex = 1;}if(country.indexOf('Iran') < 0 ){if (sel[0].fireEvent){sel[0].fireEvent("onclick");} else if (sel[0].dispatchEvent){var changeevent=document.createEvent("HTMLEvents");changeevent.initEvent("change", false, true);sel[0].dispatchEvent(changeevent);}}}/*]]>*/

محمد پس از بازگشت از سفر جهادی با دانشجویان به سیستان و مشاهده محرومیت مردم آنجا و در زمان دانشجویی که در تهران بود، کوره‌ای اختراع کرد که با نفت سیاه یا مازوت و آب قابل استفاده بود.




ذاکری همرزم شهید: نیروهای گردان ضد زره، حسین را شکارچی تانک صدا می‌زدند. در عملیات کربلای پنج، وقتی تانک‌های عراقی به طرف نیروهای ایرانیحمله کردند، حسین بالای یک خاکریز رفت و آرپی‌جی را به طرف تانک شلیک کرد.




 باران می‌بارید، به سید خانم خبر داده بودند که تابوت پسرش را با پرچمی سرخ پوشانده‌اند و از میدان انقلاب به سمت معراج می‌برند.  او سراسیمه خودشرا رسانده بود، با چشم‌های از حدقه درآمده دنبال تابوت سرخ پوش گشته بود، میان صدها تابوت آن را یافته بود، التماس کرده بود که بگذارند خودش را به تابوت برساند، اجازه نداده بودند، تا پل حافظ پیاده رفته بود، بعد بر ترک موتوری سوار شده بود و رفته بود تا معراج شهدا، دیر رسیده بود، هرچه التماسکرده بود به داخل راه نیافت




محسن خیلی دوست داشت حضرت آقا را از نزدیک ببیند، حتی در وصیت نامه اش هم نوشته بود که آرزو دارم آقا دست متبرکشان را به روی سرم بکشد. که البته قسمتش نشد اما بعد از شهادتش ، حضرت آقا همینجا سر مزار محسن آمد وچند دقیقه ای ایستاد. همین عکس است که خیلی معروف شده.




شهید کاوه
یک فرمانده‌ى بسیار خوب بود، از لحاظ اداره‌ى واحد خودش در تیپویژه‌شهدا. این تیپ یک واحد خوب بود جزو واحدهاى کارآمد ما محسوب مى‌شد.خود او هم در عملیات گوناگونى شرکت داشت، و کارآزموده‌ى میدان جنگ شده بود؛ از لحاظ نظم اداره‌ى واحد، مدیریت قوى، دوستى و رفاقت با عناصر لشگر و از لحاظ معنوى، اخلاق، ادب، تربیت توجه و ذکر یک انسان جوان اما برجسته بود.



شهید اسدالله لاجوردی

او در سال 1314 در دوران استیلای استبداد قلدرمابانه رضاخانی، در جنوب تهران در خانواده‌ای متدین و از سلاله پاک رسول‌الله(ص) به دنیا آمد. پدرش سید علی اکبر هیزم فروش از معتمدان محله بود. نخستین آشنایی سید اسدالله بافعالیت سیاسی در سال 1327 در 13 سالگی به وقوع پیوست. زمانیکه بازاریان تهران علیه «عبدالحسین هژیر» یکی از عمال انگلیس که به نخست وزیری رژیم شاهرسیده بود، تظاهرات به پا کرده بودند.



وداع با پیکر شهید تازه تفحص شده جمشید آقاجانی
وقتی مشخص شد که به شهادت رسیده من که همیشه فکر می‌کردم می‌آید و در رویاهایم ایشان را زنده تصور می‌کردم، آن روز برایم سخت بود و فهمیدیم که پیکرش پیدا شده و دیگر امیدی هم نیست. من آن روز تقاضایی که داشتم فقط می‌خواستم زودتر پیکر پدرم را ببینم.



سید حسین حسینی

سیدحسین معتقد بود در دفاع از حرمین شریفین حضرت زینب(سلام الله علیها) و حضرت رقیه(سلام الله علیها) برای فاطمیون شکست معنا ندارد؛ حالا چه بکشیم چه کشته شویم. بعد از تشکیل فاطمیون او به عنوان جانشین سردار شهید علیرضا توسلی(ابوحامد) منصوب شد.



از وقتی رفتی برای دلداری و همدردی جملاتی تکراری شنیده است....

" گذر زمان تا حدی آرامت می‌کند."...

" به خودت فرصت بده"....

" گذشت زمان صبورت می‌کند."...




سالگرد شهید مدافع حرم سید اسماعیل سیرت نیا

بعضا حتی بهنام خود وام می‌گرفت، قرض می‌کرد و خرج درمان در بهترین بیمارستان تهران را برایش فراهم می‌کرد، در خانه استیجاری خود میزبان فرد در دوره نقاهت بودو در نهایت او را راهی گیلان می‌کرد.



نهرمیانی

شهید نهرمیانی با وجود اینکه  که در خانواده خوبی بزرگ شدند شرایط مالی مطلوبی نداشتند و در زمان تحصیل  هم مشغول به کار بودند و همیشه از این شهید به نیکی یاد می‌شود، زمان سفر نخستین چیزی که در کیف خود قرار می‌دادند جانمازو سجاده خود بود که به نقل یکی از همکلاسی‌های آن بزرگوار، شهید نهرمیانی هیچ‌وقت نماز را فراموش نمی‌کردند و وظایف دینی خود را مانند روزه‌ و غیره با جدیت تمام ادا می‌کردند.



شهید رضا کارگر برزی

از اوایل دهه 70 محیط دوست داشتنی پایگاه مسجد غدیریه نظرآباد (محل زندگی شهید کارگر برزی) شاهد فعالیت‌های خستگی ناپذیر او شد. رضا خیلی زود فعالیتدر بسیج را آغاز کرد و تا زمانی که مهلت زیستن در این دنیای خاکی را داشت،از محیط مسجد و بسیج فاصله نگرفت. او همان راهی را می‌رفت که پدر و مادرش از اولین فرزند پسرشان انتظار داشتند. عباس کارگر برزی پدر شهید می‌گوید: «پسرم در هفت یا هشت سالگی نمازش را کامل می‌خواند. اهل مسجد بود و زودتر از سن تکلیفش روزه‌هایش را می‌گرفت.



شروع جنگ اوج تجلی روحیات خالصانه ابراهیم بود. بارها به دیگران گفته‌ بود که بدن تنومندش را برای این روزها آماده کرده‌است. برای روزهایی که از اسلام دفاع کند. در تمام روزهای جنگ یک بسیجی ساده ماند و هیچ‌گاه به دنبالمسئولیت و درجه نبود.
قبل از شروع عملیات والفجر مقدماتی ابراهیم روی زمین می‌خوابید. می‌گفتم برادر چرا روی زمین می‌خوابی؟ می‌گفت: «می‌خواهم تنم به این زمین عادت کند.» ابراهیم در عملیات «والفجر مقدماتی»، پنج روز به همراه بچه‌های گردان«کمیل» و «حنظله» در کانال‌های «فکه» مقاومت کردند و تسلیم دشمن نشدند.




جانباز امیر یحیوی

یکی از روزها ماشین دنبالمون نیومد و هوا هم کم کم داشت روشن میشد بچه ها مردد بودند که پیاده برگردیم یا منتظر ماشین بمونیم. که عمو یشلاق (بچه های تخریب حاج امیر یحیوی رو اینطور صدا می‌زدنند) گفت حرکتمی‌کنیم، هر جا هم که ماشین رو دیدیم سوار میشیم.  بعد از مدتی که پیاده راه افتادیم هوا کم کم روشن شد و نیروهای دشمن ما رو که حدود 14 - 15 نفر بودیم تو جاده دیدند و شروع کردند سمت ما شلیک کردن. بچه‌ها بلافاصله به شیار سمت راست جاده دویدند و مسیر رو ادامه دادیم چند قدمی که رفتیم عمو یشلاق به بچه‌ها گفت: بیایید حال این عراقی ها رو بگیریم.



هفده نفری که از اصفهان به جبهه رفتند

ماجرای 17 نفری که سرود مقاومت خواندند؛

سیدمحمدحسندخت، یوسف امیرخانی، رضا رجبی، فرهاد فیاضی، مصطفی سمیع عادل، ابراهیم علیدوستی، رضا رضاییان، اصغر صبوری، احمد غلامی، مهدی نیلفروش زاده، عباس کردآبادی، مهدی طالب علم، اصغر باقرزاده، حسن احمدی، حسن آقاعابدی، اصغر کیانی، محمدفاطمی، روح اللهی و ...
 به عنوان اولین گروه اعزامی به خوزستان معرفی می‌شوند.




X