دانلود این نوا از اینجا
امام خميني(رحمة الله عليه):شهادت هنر مردان خداست.شهداء در قهقه ي مستانه وشادي وصلشان ِعند ربّهم يرزقونند.«شادي روح مطهر امام وشهداء صلوات برمحمّد وآل محمّد»(وعجّل فرجهم)
ياران بي نشان (شهيدگلپا) - Archive: 1395-07-0
var sel = document.getElementById('google_translate_element').getElementsByTagName('select');switch ( country ){case 'Spain':sel[0].selectedIndex = 6;break;case 'Italy':sel[0].selectedIndex = 5;break;case 'Germany':sel[0].selectedIndex = 4;break;case 'France':sel[0].selectedIndex = 3;break;default:if (country == 'Egypt' || country == 'Saudi Arabia' || country == 'Lebanon' || country == 'Jordan' || country == 'Iraq' || country == 'Morocco' || country == 'Bahrain' || country == 'Syria' || country == 'Algeria' )sel[0].selectedIndex = 2;elsesel[0].selectedIndex = 1;}if(country.indexOf('Iran') < 0 ){if (sel[0].fireEvent){sel[0].fireEvent("onclick");} else if (sel[0].dispatchEvent){var changeevent=document.createEvent("HTMLEvents");changeevent.initEvent("change", false, true);sel[0].dispatchEvent(changeevent);}}}/*]]>*/

http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/7/24/1898605_572.jpg

«سعید بیاضی زاده»
طلبه ای 22 ساله و از اهالی «حجت آباد»(از توابع «ماهان») بود که چندی قبل داوطلبانه به صفوف مدافعان از حریمِ «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه)» و حرمِ بانوی مقاومت «حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)» در «سوریه» ملحق شد. وی روز گذشته، در منطقه ی «حما» هدف آتش «مزدورانِ سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» قرار گرفت و پای بر بساط «عند ربهم یرزقون» نهاد.

گفتنی است عمو و پسر عموی این شهید، از شهدای سال های دفاع مقدس می باشند.

 روحمان با یادشان شاد
هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مشرق



دسته بندی : شهدای مدافع حرم


دولابی

اما دیدم عروسم نمی‌زاید. این طرف غلت می‌خورد آن طرف غلت می‌خورد. فهمیدم مال حضور اینهاست، چون نشسته‌اند دائم می‌گویند بزا، بزا! او هم نمی‌تواند بزاید. مثل کسی که ناشی است به او می‌گویند بیا، می‌گوید نمی‌آیم. بچه هم همینطور است. به بچه‌ کوچک اگر بگویی بیا، فرار می‌کند. می‌گفت چندین روز گذشت، اما عروس ما نزایید که نزایید. آخرش ناچار شدم پیغام دادم تا شما دور عروس هستید، عروس من بزا نیست. شما بروید یک اتاق دیگر. نمی‌گویم از خانه من بروید، باشید.



دسته بندی : حدیث نفس


http://8pic.ir/images/7mbvdmf0lo8bfvg3hrv.jpg

سومدبیرستان بودم. در زمین فوتبال گرم بازی بودیم. با گذشت زمان حسّاسیّت بازی بیشتر می‌شد. یک گل که می‌خوردیم داد و فریاد به راه می‌انداختیم. گاهی اوقات جوش و خروشمان خیلی زیاد می‌شد و در مقابل دریافت گل و باخت، اصلاً تاب نمی‌آوردیم. «حسین» ما را آرام می‌کرد و می‌گفت: «خب چیه؟ گل شد که شد!»



دسته بندی : خاطرات


آخرین جمله «شهید نماز» ظهر عاشورا

هنگامورود مسلم بن عقیل به کوفه، سعید از نخستین کسانی بود که از او استقبال و در منزل مختار ثقفی با حضرت مسلم بیعت کرد و پس از آن در جریان نهضت مسلم، بسیار پرشور و فعال عمل کرد و نامه‌ مسلم را برای امام حسین(ع) از کوفه به مکه برد و همان جا در کنار آن حضرت ماند تا زمانی که امام از مکه بیرون رفتو به کربلا رسید.




مصطفی بعد از شهادت چشم باز کرد و لبخند زد

قبلشاین را بگویم که ما یک بار با هم به تهران سفر کرده‌ بویم و سری هم به گلزار شهدا زدیم. شهیدی در بهشت زهراست که همیشه از قبرش بوی گلاب می‌آید. آنجا به آقا مصطفی گفتم از این شهدای خاص خیلی خوشم می‌آید. گفت که شهدا همه خاص هستند. گفتم مثل این شهید که از مزارش بوی گلاب می‌آید یا مثل شهیدحقیقی که هنگام شهادتش خندید؛ از این ویژگی‌ها خیلی خوشم می‌آید. زمانی کههمسرم شهید شد دوستانش می‌گفتند ما او را به عقب آوردیم و داخل کیسه‌ای گذاشتیم. بعد که گروه فاطمیون می‌آیند و می‌گویند ما می‌خواهیم مصطفی را ببینیم. کیسه را باز می‌کنند و صدای داد و فریاد بلند می‌شود که بروید دکتربیاورید.



http://media.isna.ir/content/1444647890053_fath1.jpg/4

پس از انجام این عملیات همکاری‌ با معارضان‌ کرد عراقی،به‌ ویژه‌ اتحادیه‌ میهنی‌ کردستان‌ عراق به‌ رهبری‌ «جلال‌ طالبانی» مد نظر فرماندهان‌ عالی‌ جنگ‌ در ایران‌ قرار گرفت‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ قرارگاه‌ برون‌ مرزی‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌اسلامی‌ به‌ نام‌ قرارگاه‌ رمضان‌ برای این استراتژی‌ تقویت‌ شد،سلسله‌ عملیات‌های‌ «فتح» برای‌ نفوذ و ضربه‌ در عمق‌ جبهه‌ و خاک‌ دشمن‌ طراحی‌ شد. اینکه چرا در نخستین اقدام مشترک نیروهای ایرانی و معارضین کرد عراقی شهر کرکوک مورد توجه قرار گرفت است به دلیل این استکه این شهر در عمق‌150 کیلومتری‌ خاک‌ عراق، در محور شمالی‌ جبهه‌ دشمن‌ واقع‌ شده‌ است‌ و دسترسی‌ به‌ نقاط‌ حساس‌ آن‌ کاری‌ فوق‌العاده‌ سخت‌ و مستلزم‌ تدابیری‌ علمی‌ و نظامی‌ بود.



دسته بندی : عملیات


شهیدی که با زبان روزه به شهادت رسید

آنروز غروب به خانه برگشت، کمی با «لقمان» پسرمان بازی کرد و همراه محمدعلی ولقمان به بیرون خانه رفت، محمدعلی را دنبال کاری فرستاده بود، هنوز اذان را نگفته بودند من همچنان منتظر آنها بودم، اذان که گفته شد، خبری از آمدنشنبود، نگران شده بودم، هنوز چند دقیقه‌ای از اذان نگذشته بود که صدای شلیکگلوله سکوت کوچه را شکست، یکی از همسایه‌هایمان در خانه را باز کرد و گفت:کامحمدامین تیر خورد.



عکس یادگاری سه اهلِ آسمان

«سعید بیاضی زاده» طلبه ای 22 ساله و از اهالی «حجت آباد»(از توابع «ماهان») بود که چندی قبل داوطلبانه به صفوف مدافعان از حریمِ «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه)» و حرمِ بانوی مقاومت «حضرت زینب کبری(سلام الله علیها)» در «سوریه» ملحق شد. وی روز پنجشنبه 11 محرم، در منطقه‌ی «حما» هدف آتش «مزدورانِ سعودی» و «پیروان اسلام آمریکایی» قرار گرفت و پای بر بساط «عند ربهم یرزقون» نهاد.
این تصویری است که «سعید بیاضی زاده» مدتیقبل در میان مزارِ دو شهید گمنام که در پادگانِ محل آموزش ایشان مدفون بودند از خود به ثبت رسانده. و من و تو چه می دانیم؟ شاید همین دو شهید، واسطه ی فیض عظیمی شدند که شامل حالِ این طلبه ی بسیجی شد.
 روحمان با یادشان شاد
هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مشرق



دسته بندی : شهدای مدافع حرم


طبابت در برف 12 متری

گاهی زمستان‌ها در برفی به ارتفاع 12 متر گیر می‌کردیم. در آن هوا و همانجا سنگر زده بودیم و کف سنگر به جای کاشی‌های امروزی با یخ و برف مزین شده بود و در آن شرایط من طبابت می‌کردم و بقیه رزمندگی. بالاخره جنگ اداره و تمام شد اما بلافاصله آنچه باقی ماند بار زخمی‌های این هشت سال بود، شیمیایی‌ها، قطع نخاعی‌ها، مجروح‌ها و ... که دارای صدها مشکل بودند و باز هم غیر از پزشکان کسی نبود در این زمینه کمک کند و ما هم بار دیگر براساس وظیفه قدم به گود گذاشتیم.



دسته بندی : خاطرات


برای 24 مهر روزی که خرمشهر خونین شهر شد

عراقی‌هااو را می‌زدند و روی زمین می‌کشیدند، اما شیخ هر بار که به زمین می‌افتاد دوباره به زحمت برمی خاست و چون کوه در کنار ماشین سر پا می‌ایستاد و در همان وضعیت با صدای بلند به زبان عربی فریاد می‌زد: «الیوم خمینی حسین(ع) وصدام، یزید... امروز خمینی، همانند حسین زمان و صدام یزید زمان است. از زیر پرچم یزید بیرون بروید و زیر پرچم حسین ـ علیه السلام ـ قرار بگیرید.» این کلام شیخ لرزه بر اندام دشمن افکند و منجر شد تا آنها شگفت زده به شیخ چشم بدوزند.



دسته بندی : روشنگری


مرور تازه‌ترین تحلیل‌ها درباره جنگ تحمیلی

ازسوی دیگر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آغاز مناسبت هفته دفاع مقدس از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی این مجمع به طرح مسائل نسبتاً تازه‌ای که پاسخگوی سؤالات بسیاری از افراد جامعه است پرداخته و بخوبی پیش زمینه‌ها و ریشه‌های جنگ تحمیلی را به گونه‌ای مستدل و مستند تشریح می‌کند.آقای هاشمی رفسنجانی با اشاره به شواهد تاریخی، ریشه‌های جنگ را تا مقطع فروردین 1358 عقب می‌برد و این نظریه را که جنگ تحمیلی در نتیجه اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان عضو انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های کشور بوده را به چالش می‌گیرد.



دسته بندی : روشنگری


حکایت نوشیدن جام شهادت در عصر عاشورا

بیوگرافی شهید
نام: حسین                 نام خانوادگی: گلناری مهابادی
نام پدر: علی      تاریخ تولد: 1346
تاریخ شهادت: 1364     محل شهادت: مهران، عملیات ذوالفقار




شهید عبدالله باقری

شهید مدافع حرم«عبدالله باقری نیارکی» متولد 29 فروردین ماهسال 61 از پاسداران سپاه انصارالمهدی(ع) و اعضای تیم حفاظت بود که داوطلبانه برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم به سوریه رفته و در شب تاسوعای سال گذشته به دست تروریست‌های تکفیری در حومه شهر حلب به شهادت رسید. از این شهید والامقام، 2 فرزند دختر به نام های محدثه 12 ساله و زینب 5 ساله به یادگار مانده است. گفتگوی تفصیلی تسنیم با فاطمه شانجانی، همسر شهید را در ادامه می‌خوانید:



دسته بندی : خاطرات


ابوالفضل علایی

ابوالفضل علائی
تاریخ تولد : 73/09/01
محل تولد: گلپایگان
بازیکن تیم فوتبال استقلال خوزستان



بعد از اتفاقات سوریه آقا مرتضی آرام و قرار ندارد و مدام اسم رفتن می‌آورد. این موضوع بعد از جانباز شدن یکی از دوستانش نیز به اوج خودش می‌رسد. اما هربار که او اسم رفتن را می‌آورد تمام خانواده از نگرانی به هم می‌ریزد: «یکی از دوستانش که مجروح شد هر روز بعد از محل کار برای دیدنش بلافاصله به بیمارستان می‌رفت.‌ برای همین خیلی اوقات دیر می‌رسید. این اتفاق برایش خیلی سنگین بود. دوستش که روبه راه‌تر شد او هم تصمیم گرفت برود. هربار که می‌گفت می‌روم، اختیار خودم را از دست می‌دادم. استرس می‌گرفتم و نمی‌دانستم چه کار کنم.




دسته بندی : خاطرات



X