معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232
farhangnews_127139-359768-1432100441
مادر شهید «حسن فاتحی» می‌گوید: چون موهای حسن آقا طلایی بود، در جبهه به او می‌گفتند «حسن طلا». همین ظاهرش او را شاخص کرده بود و خیلی‌ها پسرم را می‌شناختند.
يکشنبه 31 3 1394 3:14 بعد از ظهر

نام: محمدرضا        نام خانوادگی:سخایی     نام پدر:لطف الله
تاریخ تولد:1350/03/23                       تاریخ شهادت:1367/01/28
کد شناسایی:1389898                           شماره پرونده:67/10148

زندگی نامه: 
سخایی، محمدرضا/ الف - ش : بیست و سوم خرداد 1350، درروستای تیکن از توابع شهرستان گلپایگان چشم به جهان گشود. پدرش لطف الله، کشاورز بود و مادرش شهربانو نام داشت. دانش آموز سوم راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و هشتم فروردین 1367، در فاوعراق بر اثر عوارض ناشی از مصدومیت شیمیایی شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
اداره کل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان
دسته ها : شهیدگلپا
يکشنبه 31 3 1394 3:5 بعد از ظهر
دسته ها : شهیدگلپا
يکشنبه 31 3 1394 3:3 بعد از ظهر
شهدی عظامی (کربلای 4)

نام:عباس      نام خانوادگی:عظامی       نام پدر:مصیب
تاریخ تولد:1344/01/01         تاریخ شهادت:1365/10/04
کد شناسایی:1522130          شماره پرونده:65/25408

دسته ها : شهیدگلپا
يکشنبه 31 3 1394 3:0 بعد از ظهر

مشخصات شهید سیف اله کامرانی

نام پدر: محمدتقی           تاریخ تولد:1338/08/08

محل تولد: گلپایگان-وانشان       محل شهادت:منزل (به علت جراحات وارده به نخاع)

عملیات : فتح المبین         تاریخ شهادت:1363/01/09

شغل: پاسدار            کد شناسایی:1611272        شماره پرونده:63/11247


دسته ها : شهیدگلپا
يکشنبه 31 3 1394 2:59 بعد از ظهر

شهید حمید عبدلی

نام پدر: محمد                              تاریخ تولد:1346

محل تولد: گلپایگان                       میزان تحصیلات: دوم دبیرستان

تاریخ شهادت:22/10/1365             شغل: بسیجی

محل شهادت: شلمچه                     یگان اعزامی:بسیج سپاه

عملیات: کربلای5


دسته ها : شهیدگلپا
يکشنبه 31 3 1394 2:57 بعد از ظهر


استاد علی وکیلی پس از پایان تحصیلات دانشگاهی به شهرستان گلپایگان مراجعت کردند و در سال 1328 در دبیرستان فردوسی و دانشسرای مقدماتی تدریس ریاضیات را بر عهده گرفتند. ایشان از بدو ورودشان به فرهنگ گلپایگان با رفتارشان نشان دادند که استادی چیره‌دست� معلمی آگاه ومس�ول� متعهدی صاحب‌نظر و مشاوری صادق هستند� لذا در تمام ادوار علاوه بر تدریس� ریاست دبیرستان فردوسی و دانشسرای مقدماتی به طور همزمان بر عهده‌ی ایشان بود و همواره طرف مشورت مس�ولین اداره‌ی فرهنگ گلپایگان بودند و در غیاب ر�سای فرهنگ کفالت آن اداره را به عهده می‌گرفتند.
يکشنبه 31 3 1394 2:50 بعد از ظهر
مهندس علیقلی بیانی متولد ۱۵ بهمن ۱۲۹۱ است در رشته هیدرولیک از فرانسه فارغ التحصیل شده و مدتی هم دوره‌ی پژوهشی را درانگلستان طی نموده یار و یاور مرحوم دکتر مصدق و از موسسین حزب ایران بوده است. جدا از سیستم آبیاری دشت گیلان و سد گلپایگان مدیریت سدهای کرج و سفید رود را هم در کارنامه خود دارد.
يکشنبه 31 3 1394 2:46 بعد از ظهر

استاد فرزانه و معلم خستگی ناپذیر ُ، شادروان منوچهرخالصی حدود 12 سال در شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی اجرا کننده برنامه ی .یک مسابقه و سی سوال .بود و این اواخر در شبکه آموزش آرایه های ادبی را تدریس می کرد. در انجمن های ادبی تهران همچون .انجمن گلستان سعدی و انجمن امیر کبیر و... حضوری فعال داشت و همچون شمع نورافشانی می کرد...
يکشنبه 31 3 1394 2:42 بعد از ظهر
نوروز1340 خورشیدی ، دانش آموزان سال دوم دانشسرا همراه با تنی چند از دبیران برای گردش علمی به شمال ایران رفتند. در طول سفر متانت، فروتنی، محبت ،عشق وهمدلی با معلم های آینده از جانب ایشان نمایان بود و از هر موقعیتی استفاده کرده ، درس عشق و امید به زندگی و تحرک و پویایی می دادند. گویا سخن ایشان مصداق این بود که: در پشت چارچرخه ی فرسوده ای کسی , خطی نوشته بود , آن خط چه بود؟: من گشته ام نبود ، تو دیگر نگرد ، نیست گفتم به او : گر خسته ای بمان ، و گر خواستی بدان ما را تمام لذت هستی به جستجو است.
يکشنبه 31 3 1394 2:37 بعد از ظهر
http://www.khadem-shohada.ir/sites/default/files/content/images/story/93-04/31/Khadem-000-1476.jpg
صبح موقع آمار دوستان لطف نموده من را در صف اول جای دادند، نگهبانان که در راباز کردند از سوی ارشد اسرا (سرباز عبدالله) برپا اعلام شد. اما من همچناننشسته بودم، نگهبان بعد از آمار به من گفت بلند شو، چرا جلوی من خبر دار نایستادی، من که به سیم آخر زده بودم به او گفتم، ‌من افسر ایرانی هستم و تو سرباز دشمن. چیزی نگفت و رفت.
دسته ها : با اسراء
يکشنبه 31 3 1394 12:21 صبح
http://www.hammihan.com/users/status/original/HM-2013595493253271731385925369.7969.jpg

بچهها کمک کردند، عزیز الله را درون پتو پیچیدند و بیرون بردند. بعد هم او راسریع به بیمارستان انتقال دادند. عزیز الله سه، چهار ماه در بیمارستان بود. همه از او بی خبر بودیم؛ حتی فکر می کردیم شهید شده است. بچه هایی که از بیمارستان بر می گشتند، می گفتند: «شهید شده» برای او مراسمی گرفته شد ویاد او در آسایشگاه مراسم برپا شد.
دسته ها : با اسراء
يکشنبه 31 3 1394 12:16 صبح

عراقی ها

اتوبوسآمده بود. از دوستانم خداحافظی کردم. سربازان عراقی ما را در محوطه ی قاطعیک جمع کردند. به ردیف پنج نفری نشسته بودیم. سربازهای داخل و خارج از اردوگاه با کابل، چوب و شلنگ مانند گرگ دور طعمه حلقه زدند.

دسته ها : با اسراء
يکشنبه 31 3 1394 12:12 صبح
http://www.iran-pw.com/wp-content/uploads/2013/04/7.jpg

بااین شرایط، هیچ گونه اعتمادی برای اسرا در اردوگاه وجود نداشت و تنها حسنیکه اردوگاه داشت، وجود سه دکتر ایرانی در میان اسرا بود که خودش یک نعمت بزرگی بود که خداوند نصیب اسرا کرده بود و جای شکرگزاری داشت.
دسته ها : با اسراء
يکشنبه 31 3 1394 12:10 صبح

اسیر

اتوبوسرسید و آماده ی سوار شدن شدیم که دوستم ناصر نجفی آمد و گفت: «حسین آقا! اگر بردنت

رمادیه ۶ حمید عراقی تو را زد، چیزی نگو و کوتاه بیا! من گوسفندینذر می کنم که ان شاءالله سالم

به ایران برگردی.»

دسته ها : با اسراء
يکشنبه 31 3 1394 12:7 صبح
X