معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232
هقته دفاع مقدس مهر93- با حضور جانباز معظم حجت الاسلام مکی_IMG_5406

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد جواد مکی متولد گلپایگان است؛ اما از قبل از انقلاب ساکن تهران و شهر ری شدند، الان هم جای بخصوصی ندارد، هم تهران است هم طلبه قم، هم جنوب است و هم شمال و غرب، به خیلی از شهرها می رود تا خاطره بگوید.

در صحن مسجد جمکران هم صندلی می گذارد تا بلکه سوالی از جوانان را پاسخ بگوید یا مشاوره ای بدهد.


چهارشنبه 31 4 1394 2:13 بعد از ظهر
http://www.irinn.ir/sitefiles/13931007/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%20%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%20%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85%DB%8C.jpg

شهید سرهنگ محمد هاشمی  دوم شهریور ماه سال1344 در شهرستان فریدن چشم  به جهان گشود و در اول اردیبهشت ماه سال 1371به استخدام نیروی انتظامی در آمد .
و ی در ششم دی ماه سال 1393 در هنگام مأموریت در درگیری باسارقین مسلح در شهرستان گلپایگان به درجه رفیع شهادت نائل آمد . پیکر پاک این شهید بزرگوار در و در گلزار شهدای شهرستان گلپایگان به خاک سپرده شد.
دسته ها : شهیدگلپا
چهارشنبه 31 4 1394 12:7 صبح
http://bayan-news.ir/wp-content/uploads/2014/12/IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B4%DB%B1%DB%B2%DB%B2%DB%B8_%DB%B1%DB%B2%DB%B5%DB%B8%DB%B2%DB%B3.jpg

شهید سرگرد مجید مهدوی  یکم مهر ماه سال1359 در شهرستان گلپایگان چشم  به جهان گشود و در اول بهمن ماه سال 1384به جمع سبز پوشان نیروی انتظامی پیوست.
و ی در ششم دی ماه سال 1393 در هنگام مأموریت در درگیری با سارقین مسلح به درجه رفیع شهادت نائل آمد . پیکر پاک این شهید بزرگوار در زادگاهش تشییع و در گلزار شهدای شهرستان گلپایگان به خاک سپرده شد.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

دسته ها : شهیدگلپا
چهارشنبه 31 4 1394 12:6 صبح
سیّدمحمّد موسوى حائرى گلپایگانى تهرانى (1322ق، گلپایگان) فرزند میرزاهدایت ‏اللَّه. مقدّمات را در زادگاهش گلپایگان فراگرفت، سپس به قم رفت، و پس از آن به نجف اشرف هجرت کرد، و در حلقه درس مرحوم سیّد شرکت جست.
چهارشنبه 31 4 1394 11:53 صبح
بیاتی
شهید محمداسماعیل بیاتی، نوزدهم آذر ۱۳۴۸ درروستای رباط سرخ از توابع شهرستان گلپایگان چشم به جهان گشود. پدرش احمد کشاورز بود و مادرش کبرا نامداشت. محمداسماعیل دانش آموز دوم راهنمایی بود. وی به عنوان جهادگر در جبهه حضور یافت و چهاردهم تیر ۱۳۶۵ در مهران بر اثر اصابت ترکش به سر و سینه توسط نیروهای عراقی شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
دسته ها : شهیدگلپا
چهارشنبه 31 4 1394 11:35 صبح

http://www.defapress.ir/IDNA_media/image/2013/08/3720_orig.jpg

آب سردکن دست ساز

ماهرمضان آن سال در فصل تابستان بود و هوای عراق بسیار گرم و سوزان. توی هر آسایشگاه آب سردکنی به جز یک الی دو حبانه (ظرف سفالی شبیه خمره آب) برای خنک کردن آب وجود نداشت. البته آب این دو حبانه، بیشتر از بیست نفر از اسرای روزه دار را سیراب نمی‌کرد چه رسد به سیراب کردن یکصد نفر را. به همین علت بعضی از اسرا به فکر ساختن وسایل دیگری برای خنک کردن آب گرم اردوگاه افتادند.

دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 11:5 صبح


http://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/13920417102326783807684.jpg

لذت قرائت قرآن

یکیاز لذت بخش ترین کارهایی که در ماه رمضان انجام میدادیم قرائت قرآن بود. در اردوگاه فقط 3 جلد قرآن موجود بود و به دلیل کمبود قرآن یک سری محدودیت‌هایی برای قرائت آن وجود داشت؛ همه بچه ها می خواستند هر روز یک جزقرآن را تلاوت کنند، به همین خاطر مجبور بودیم قرآن ها را در طول شبانه‌روز به نوبت بین بچه‌ها دست به دست کنیم تا همه موفق به تلاوت آن شوند.

دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:57 صبح

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1390/06/30/105803109_PhotoA.jpg

یا مرگ یا خمینی(ره)

دستورداده بودند که از اوایل ماه رمضان همه بر علیه امام شعار بدهند. روز اول ماه رمضان فرا رسید؛ اما هیچ کدام از بچه ها حاضر نشد علیه امام شعار دهد. به عراقیها گفتیم: می‏‏دانید که ماه رمضان است و ما روزه هستیم. ایرانی ها در ایام رمضان فحش نمی‏‏دهند و توهین نمی‏‏ کنند.


دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:52 صبح
http://media.nasimonline.ir/original/1393/06/24/IMG10571082.jpg

روزه گرفتن جرم سنگین‌تری بود، اما آن سال بچه ها تصمیم گرفته بودند ماه رجب و ماه شعبان را هم به استقبال از ماه رمضان روزه بگیرند. بههمین خاطر غذای ظهر را می‌گرفتیم و در یک پلاستیک می‌ریختیم چهار گوشه آن را جمع میکردیم و گره می‌زدیم و این غذا را در زیر پیراهن خود پنهان می‌کردیم و آن غذای سرد ظهر را با غذای مختصری که احیانا در شب می‌دادند, موقع افطار میل می‌نمودیم و تا افطار بعد به همین ترتیب می‌گذشت. چند باری شده بود که موقع تفتیش از چند نفر از بچه ها غذا گرفتند و آنها را به شکنجه کردند.
راوی:نادر ترکمانی حمزه
دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:50 صبح
روزه با طعم شکنجه و آزار/ مزه غذای سرد و آب گرم افطار، بعد از 25 سال

خاطرات مردان خدا در ماه خدا
روزه با طعم شکنجه و آزار/ مزه غذای سرد و آب گرم افطار، بعد از 25 سال

کیسه پارچه‌ای بیرونی مشکم را با آب خیس کردم و آن را به دیوار راهرو جلوی آسایشگاه که هم ســـایه دار و هم در مسیر باد بود، آویزان کردم، به امید آن که به هنگام افطار آبی گوارا و خنک خواهم نوشید.
دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:49 صبح
افطاری با طعم لعن و نفرین و کینه

مطلب زیر یکی از سلسله مطالبی است که به مناسبت ماه مبارک رمضان از کتاب «پایی که جاماند» نوشته‎ی سیدناصر حسینی پور انتخاب شده است. خاطره‌ی زیر در ماه رمضان سال 1368 رخ‌داده است.

دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:46 صبح
فاتحه خواندن نگهبان زندان الرشید برای امام(ره)

رحلت امام به روایت یک آزاده
فاتحه خواندن نگهبانزندان الرشید برای امام (ره)

برای عظمت امام خمینی همین بس که در دل زندان عراق برایش مجلس عزا برگزار می‌شود و شرکت‌کنندگانش هم نیروهای ارتش عراق هستند، که تازه فاتحه هم می‌خوانند!
دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:44 صبح
خبر تلخ روز چهاردهم ما را کشت
رحلت امام به روایت یک آزاده

روز چهاردهم برزخ عمر ما بود. نه می‌شد ظهر رادیو روشن کنم و نه می‌شد با دلم کنار بیایم ظهر دوباره کسی غذا نخورد و مثل پدر از دست داده‌ها چمباتمهزده بودیم و با حسرت به هم نگاه می‌کردیم.
دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:39 صبح
فهمیدند ارمنی هستم، بیشتر شکنجه کردند

آیلت هاکوپیان می‌گوید: همسرم نگاهش به سختی‌ها و شرایط زندگی با دیگران فرق دارد و باید بگویم همسرم بوی ناب آدمیت می‌دهد.
دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:36 صبح
سیلی بر گوش صدام!

تشنگی امان همه را بریده بود. هوای گرم که از پنجره ی راننده وارد می شد عرق صورت ها را خشک ولب ها و زبان ها را تشنه تر می کرد. ظهر بود که از بختبد ما، به خاطر مسائل امنیتی پنجره ها و درهای اتوبوس را باز نمی کردند.
دسته ها : با اسراء
چهارشنبه 31 4 1394 10:33 صبح
X