معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232


ان‌شاءالله خداوند گناهان من را ببخشد و البته به عفو او سخت نیازمند و محتاجم. در این جا از پدر و مادرم و برادر و خواهرانم و دوستان و آشنایان حلالیت می‌طلبم و اگر از این حقیر دلگیر هستند خواهشمندم که مرا عفو کنند وان‌شاءالله که عفو خدا شامل حالشان شود.
شنبه 31 5 1394 10:45 صبح


مهری یزدانی همسر جانباز مجتبی شاکری در جمعی صمیمانه و خودمانی خاطراتی از دوران کودکی، نوجوانی و ازدواجش با این جانباز ۷۰ درصد را روایتکرد و از۳۳ سال زندگی عاشقانه و مجاهدانه از ازدواجی که قلب امام را شاد کرد و سبک زندگی روزهای مقاومت سخن گفت.

خانه پدری من وضعیت ناخوشایندی داشت شرایط خیلی سخت بود همه نسبت به تصمیممن اعتراض داشتند و پدرم از دست من عصبانی بود. از نظر آنها من یک آدم زیاده‌خواه بودم و برایشان عجیب بود که به ازدواج با چنین فردی رضایت بدهم.

شنبه 31 5 1394 10:40 صبح
آزادگان

دکتر میرقادری عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز و استاد ادبیات و زبان عربی استکه از وی تاکنون چند مجموعه شعر اشواک علی طریق‌المجد، ‏‫الغایه‌المنشوده (المکالمه‌التمهیدیه)‬‏‫،‌ ومضات الحیاه و معک إلی الأبد منتشر شده است. ویاین روزها بیشتر در حوزه زبان عربی مشغول سرایش است و تحقیقات مبسوطی در حوزه نقد ادبی منتشر کرده است.

سید فضل‌الله میرقادری در بدو ورود آزادگان و پخش تصاویر قهرمانان وطن در مرداد ۱۳۶۹ از صفحه تلویزیون،‌ شعر «خیل خدا» را می‌سراید که در همان زمان در رسانه ملی چند بار پخش می‌شود.
دسته ها : با اسراء
شنبه 31 5 1394 10:33 صبح
آقایی

یاد شهید حاج ابوالقاسم بخیر. حاج ابوالقاسم یک بسیجی بود در ارتش جمهوری اسلامی ایران. روزهای زیادی رو در جبهه گذروند و در دقیقه 90 جنگ اسیر شد. جزء اسرایی بود که در تیرماه سال 67 در منطقه عمومی دهلران دشمن از ارتش گرفت. خودش تعریف میکرد یکی دو روز توی بیابون رها بودیم و از تشنگی چندین بار تا حد مرگ رفتم و بعد توسط دشمن اسیر شدم.

ابوالقاسم جزء اسراییبود که اسمشون رو بعثی ها به صلیب سرخ نداده بودند. و این بدین معنی بود که تاسرحد مرگ به اونها فشار می‌آوردند. اونقدر خاطرات اسارت رو شیرین تعریف میکرد که انگار نه انگار در چنگال دشمن خونخوار بعثی بوده.
دسته ها : با اسراء
شنبه 31 5 1394 10:17 صبح
http://www.defapress.ir/IDNA_media/image/2013/08/3701_orig.jpg

"یک روز علی را همراه با تعدادی دیگر بردند. وقتی آنها را بعد از یکی دو ساعت آوردند، من اصلا علی را نشناختم. فکر کردم از اردوگاه دیگری آورده‌اند. پرسیدم برادر از کدام اردوگاه آمده‌ای. به آرامی گفت: امیر، من علیم."
دسته ها : با اسراء
شنبه 31 5 1394 10:13 صبح
حکم بازداشت «اصغر وصالی» را بعد از شهادتش آوردند!  //////////////////// لطفا بامداد روز 5 شنبه منتشر نموده و در صفحه اول نیز به نمایش بگذارید //////////////// سپاسگزارم...

حکم بازداشت «اصغر وصالی» را بعد از شهادتش آوردند
دستمال سرخ‌ها چه کسانی بودند؟
توفیق، رفیق شد که به حضور امیر وصالی برادر سردار شهید اصغر وصالی، فرمانده دلیر و بادرایت جنگ و جهاد و همچنین علی بیگی همرزم این سردار شهیدبرسیم و بیانات و خاطرات و واگویه‌های‌شان از دلاوری‌ها و رشادت‌های شهید وصالی و گروه دستمال سرخ‌ها را بشنویم و ماحصل آن را تقدیم حضورتان نماییم.
شنبه 31 5 1394 10:6 صبح
http://bayanbox.ir/view/2792119941412464517/azadegan.jpg

برای عظمت امام خمینی همین بس که در دل زندان عراق برایش مجلس عزا برگزار می‌شود و

شرکت‌کنندگانش هم نیروهای ارتش عراق هستند، که تازه فاتحه هم می‌خوانند!
دسته ها : با اسراء
شنبه 31 5 1394 9:44 صبح
یک زن، سه ماه در سلول انفرادی

با خودم گفتم اگر از این‌جا به اهواز برویم حتماً از آن‌جا هم به شهرهای دیگر می‌رویم و دیگر کاملاً از این‌جا دور می‌شوم و هیچ‌گونه دسترسی به همسرم ندارم. تصمیم گرفتم در مقابل رفتن مقاومت کنم. لذا به آن‌ها گفتم من همین‌جا می‌مانم تا آقای شریفی بیاید و بعد به شما ملحق می‌شوم. آن‌ها همراه با خانواده خاله‌ام که ساکن سوسنگرد بودند، به روستا رفتند.
دسته ها : با اسراء
شنبه 31 5 1394 9:33 صبح
صدام از اسیران نوجوان هم پاتک خورد

در جریان تبلیغات رسانه‌ای دولت عراق برای محکومیت ایران در استفاده و اجبار نوجوانان ایرانی در جبهه‌های جنگ؛ به همراه ۲۲ نفر دیگر از اسرای عملیات «الی بیت المقدس» دست به اعتصاب گروهی می‌زنند و دولت عراق را واداربه عقب نشینی می‌کنند.
دسته ها : با اسراء
شنبه 31 5 1394 9:30 صبح


اگر من به آرزویم رسیدم و دل از این دنیا کندم، بدانید که نالایق‌ترین بنده‌ها هم می‌توانند به
 خواست و به بالاترین درجات دست یابند...
شنبه 31 5 1394 9:29 صبح
http://www.khadem-shohada.ir/sites/default/files/styles/node_album/public/content/images/story/92-11/16/ardestani3.jpg?itok=RplECzD1

حال چند کلامی از خودم. من برای همسر و فرزندانم شوهر خوبی نبودم. چون خودم را مدیون انقلاب و اسلام می دانستم ولیهمه را دوست داشتم به خاطر خدا اگر نتوانستم وقتم را صرف آنها بکنم به دلیل نیاز اسلام و ملت مسلمان بود. امیدوارم که مرا ببخشید و برایم دعا کنند. شاید خداوند از گناهان من بگذرد. بعد از من گریه و زاری نکنند و اگر دل شان می سوزد به حال محمد و آل محمد بسوزد.
پنج شنبه 22 5 1394 1:36 بعد از ظهر
http://evf.loxblog.com/upload/e/evf/image/shahid-ardestani.jpg

روز عمل فرا رسیده است. صبح روز 22 بهمن سال 1357 شهر مشهد، اردستانی به همراه تعدادی از خلبانان پایگاه هوایی مشهد، با لباس نظامی و به صورت علنی، به صفوف مردم انقلابی می پیوندند و راه حرم امام رضا (ع) را در پیش می گیرند. مردم انقلابی وقتی خلبانان را در میان خود می یابند، به شور آمده و آنها را بر دوش می گیرند و بدین ترتیب شهید اردستانی و دیگر خلبانانی که به مردم پیوسته بودند بر روی دوش آنان تا حرم امام رضا (ع) همراهی می شوند. شهید اردستانی درحالی که بر دوش مردم بود، سوار بر موج انقلابی فریاد می کشید " الله اکبر خمینی رهبر ".
پنج شنبه 22 5 1394 1:33 بعد از ظهر
http://imamkhomeini.ghasam.ir/p7001/images/news/164417/thumbs/164417.jpg

به کسانیکه توانایی داشته باشند واجب می‌شود که برای پاسداری از حریم اسلام و قرآن به مقابله با دشمن برخیزند و مواظب باشید که این جنایتکاران هر روز برای نابودی جمهوری اسلامی ایران نقشه می‌کشند اما شما همانطوریکه تا به حال نقشه آنها را با اتکال به الله نقش بر آب کردید حالا هم هوشیار باشید که انشا‌الله کاری از دستشان ساخته نیست اما نگذارید ریشه بگیرند و چند جمله از جملات گهربار امام امت و مسئولین کشور که می‌فرمایند فراموش نکنیم که در جنگ با آمریکا هستیم و ما متکی به خدا هستیم و با اتکال به خدا از هیچ ابرقدرتی ترسی نداریم
پنج شنبه 22 5 1394 12:41 صبح
http://rahianenoor.com/images/docs/000003/003620/images/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg

محسن همیشه فردی خندان و خوش‌رو بود و در هیچ شرایطی گل لبخند از لبانش چیده نمی‌شد، حتی در سخت‌ترین شرایط جبهه زمانیکه یکی از بچه‌ها زخمی شد و روی زمین افتاد محسن بالای سر او رفته بود و می‌خندید وقتی بچه‌ها از او پرسیدند چرا در این شرایط می‌خندد؟ پاسخ داد نمی‌دانم چرا می‌خندم؟این خنده از شادی است یا ناراحتی؟! محسن خودش تعریف می‌کرد که در زمان خدمت سربازی یک روز در مراسم صبحگاه مشترک که اتفاقاً در جلوی صف هم ایستاده بودم ناگهان خنده ام گرفت و نتوانستم خود را کنترل کنم.
پنج شنبه 22 5 1394 12:40 صبح
http://bayanbox.ir/id/6242653898048158435?view

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاکانهم بنیان مرصوص به درستی که خداوند دوست داردکسانی را که در راه او خدمت می کنند و در راه او مبارزه می کنند در صفهای به هم پیوسته و محکم و استوار. سلام علیکم «نامه ای به یک پاسدار دلیر» به تو ای دلاور با رشادت، به تو که هفت سین سپاس و ستایش و سلاح و سلوک علی وار و سرخی خون و سبزی شهادت و سنت اسلامی را درخود جمع داری.
پنج شنبه 22 5 1394 12:38 صبح
X