معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232

محمد پس از بازگشت از سفر جهادی با دانشجویان به سیستان و مشاهده محرومیت مردم آنجا و در زمان دانشجویی که در تهران بود، کوره‌ای اختراع کرد که با نفت سیاه یا مازوت و آب قابل استفاده بود.

دوشنبه 13 6 1396 5:30 بعد از ظهر

ذاکری همرزم شهید: نیروهای گردان ضد زره، حسین را شکارچی تانک صدا می‌زدند. در عملیات کربلای پنج، وقتی تانک‌های عراقی به طرف نیروهای ایرانیحمله کردند، حسین بالای یک خاکریز رفت و آرپی‌جی را به طرف تانک شلیک کرد.

يکشنبه 12 6 1396 3:57 بعد از ظهر

 باران می‌بارید، به سید خانم خبر داده بودند که تابوت پسرش را با پرچمی سرخ پوشانده‌اند و از میدان انقلاب به سمت معراج می‌برند.  او سراسیمه خودشرا رسانده بود، با چشم‌های از حدقه درآمده دنبال تابوت سرخ پوش گشته بود، میان صدها تابوت آن را یافته بود، التماس کرده بود که بگذارند خودش را به تابوت برساند، اجازه نداده بودند، تا پل حافظ پیاده رفته بود، بعد بر ترک موتوری سوار شده بود و رفته بود تا معراج شهدا، دیر رسیده بود، هرچه التماسکرده بود به داخل راه نیافت

يکشنبه 12 6 1396 3:53 بعد از ظهر

محسن خیلی دوست داشت حضرت آقا را از نزدیک ببیند، حتی در وصیت نامه اش هم نوشته بود که آرزو دارم آقا دست متبرکشان را به روی سرم بکشد. که البته قسمتش نشد اما بعد از شهادتش ، حضرت آقا همینجا سر مزار محسن آمد وچند دقیقه ای ایستاد. همین عکس است که خیلی معروف شده.

يکشنبه 12 6 1396 3:50 بعد از ظهر
شهید بهرام خیاط باشی

شهید بهرام خیاط باشی در وصیت‌نامه خود می‌نویسد:سپاس خدای عزوجل را که دوران جوانیم را مصادف با این انقلاب خونین و حکومت الهی قرار داد تا بیش از این قلب سیاه و تاریکم را ظلمانی تر و تباه تر نکنم.

يکشنبه 12 6 1396 3:38 بعد از ظهر

فرماندهمستقیم علی تعریف می‌کرد که وی خیلی دل و جرئت داشت. فهمیدیم که از گروه مخابرات است و به او گفتیم که در این نقطه بمان و مسئول مخابرات باش. علی جواب داده بود که در جای قبلی هم مسئولیت داشتم؛ نمی‌خواهم یک جا ساکن باشم. می‌خواهم به خط مقدم بروم. فرمانده‌اش هم نمی‌پذیرفت. آنقدر اصرار کرده بود که ایشان عاصی شد و اجازه داد که علی به خط برود. یک روز که قرار بود فردای آن عملیات شود،  علی برای شناسایی در دمای هشت درجه زیر صفر به صورت سینه خیز وارد منطقه دشمن شده و بعد از شناسایی به مقر بازگشته بود.
دسته ها : خاطرات
يکشنبه 12 6 1396 3:34 بعد از ظهر
شهید کاوه
یک فرمانده‌ى بسیار خوب بود، از لحاظ اداره‌ى واحد خودش در تیپویژه‌شهدا. این تیپ یک واحد خوب بود جزو واحدهاى کارآمد ما محسوب مى‌شد.خود او هم در عملیات گوناگونى شرکت داشت، و کارآزموده‌ى میدان جنگ شده بود؛ از لحاظ نظم اداره‌ى واحد، مدیریت قوى، دوستى و رفاقت با عناصر لشگر و از لحاظ معنوى، اخلاق، ادب، تربیت توجه و ذکر یک انسان جوان اما برجسته بود.
يکشنبه 12 6 1396 3:24 بعد از ظهر
شهید اسدالله لاجوردی

او در سال 1314 در دوران استیلای استبداد قلدرمابانه رضاخانی، در جنوب تهران در خانواده‌ای متدین و از سلاله پاک رسول‌الله(ص) به دنیا آمد. پدرش سید علی اکبر هیزم فروش از معتمدان محله بود. نخستین آشنایی سید اسدالله بافعالیت سیاسی در سال 1327 در 13 سالگی به وقوع پیوست. زمانیکه بازاریان تهران علیه «عبدالحسین هژیر» یکی از عمال انگلیس که به نخست وزیری رژیم شاهرسیده بود، تظاهرات به پا کرده بودند.
چهارشنبه 1 6 1396 12:18 صبح
وداع با پیکر شهید تازه تفحص شده جمشید آقاجانی
وقتی مشخص شد که به شهادت رسیده من که همیشه فکر می‌کردم می‌آید و در رویاهایم ایشان را زنده تصور می‌کردم، آن روز برایم سخت بود و فهمیدیم که پیکرش پیدا شده و دیگر امیدی هم نیست. من آن روز تقاضایی که داشتم فقط می‌خواستم زودتر پیکر پدرم را ببینم.
چهارشنبه 1 6 1396 12:3 صبح
سید حسین حسینی

سیدحسین معتقد بود در دفاع از حرمین شریفین حضرت زینب(سلام الله علیها) و حضرت رقیه(سلام الله علیها) برای فاطمیون شکست معنا ندارد؛ حالا چه بکشیم چه کشته شویم. بعد از تشکیل فاطمیون او به عنوان جانشین سردار شهید علیرضا توسلی(ابوحامد) منصوب شد.
چهارشنبه 1 6 1396 11:58 صبح
X