معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232


تصویر فوق که از آرشیو شخصی آیت‌الله مطهری یزدی است،اقامه نماز جماعت توسط آیت‌الله خامنه‌ای در جمع پرسنل پادگان صفریک(01) نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در دهه شصت را نشان می‌دهد.
به مناسبت 29 فروردین روز ارتش، حضور امام خامنه‌ای در جمع پرسنل نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در اوایل دهه شصت .
تسنیم
دسته ها : آقاسیدعلی
چهارشنبه 29 1 1397 9:24 صبح


مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده‌ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود کهیک جوری برش گردانید سر درس و مشقش.
فرمانده سپاه آخرش گفت: «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم ۱۳ ساله‌ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.»
سه شنبه 28 1 1397 4:0 بعد از ظهر
http://lailatolgadr.ir/images/stories/007jangvajahad/gonagon/1-balazadeh.jpg

ایپدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم. اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگرگریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفه‌مند که ما برای چه می‌جنگیم. حالا معلوم است که راهتنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه‌شان را نگذارید در زمین بماند.
سه شنبه 28 1 1397 3:53 بعد از ظهر

خواهر شهید مهدی لطفی :

مهدی از من کوچک‌تر بود. عاشق شهادت بود. هر وقت به سوریه می‌رفت، می‌گفت دعا کنید شهید بشوم. به او می‌گفتم مهدی اینقدر دعا نکن زود شهید شوی، بگذار کمی سنت بالاتر برود تا ما اعضای خانواده تو را خوب دیده باشیم و بعد شهید بشوی. آخر سر هم براتش را از امام رضا(ع) گرفت. مشهد به زیارت امام رضا(ع) رفت و دیگر نیامد تا ما ببینیمش. رفت به سوریه و خبر شهادتش آمد.

سه شنبه 28 1 1397 11:46 صبح
روایت ایستادگی ۱۱ ایرانـی در مقابل ۶۰۰ نفر نیروی دشمن

بعداز یک دوره آموزشی، مدتی در بیت امام (ره) پست دادم و بعد وارد تیپ سیدالشهدا شدم. بعد از آن وارد گردان مقداد لشکر ۲۷ محمد رسول‌ا… و سپس وارد گردان انصار‌الرسول شدم. بیش از یک سال از زمانی را که در منطقه بودم در گردان انصار‌الرسول(ص) گذراندم. خاطرم هست اولین عملیاتی که شرکت کردم، عملیات والفجر یک بود.
دسته ها : با اسراء
دوشنبه 27 1 1397 11:22 صبح
حلیم خوردی مشتی آنهم در اسارت و نقشه فرار هوشمندانه !
۹ سال تو اسارت بودم. اوایل نقشه فرار کشیدیم با معاون لشکر خراسان در رفتیم به دیوار سوم رسیدیم ماروسک گرفت ریس زندان امد گفت چطور از این موانع رود شدید میخواستید فرار کنید رفیقم سید گفت نه سیدی گشنمون بود اومدیم این کیسه گندم را ببریم نون بپزیم ریس زندان گفت شما دیوانه اید نگفتید با گلوله میزدندنتون مارو بیرون زندان گفت لوله اسلحه های ما سمت کجاست.

گفتیم سمت بیرون گفت میدونید چرا؟ گفتیم نه .

گفت ما مراقبیم مردممون نیان دخل شما را بیارند حالا اگه دوست داشتید فرار کنید. فرداشم یه وانت گندم فرستاد تو زندان یه حلیم پختن بچه ها از انزمان بچه ها میگفتن هوس حلیم کردیم رسول یه بار دیگه فرار ننیکنی میگفتم غلط میکنم در برم دیگه. اون گونی گندمه جونه ما را نجات داد شکم بچه ها را هم سیر کرد.

سایت آزادگان

دسته ها : با اسراء
دوشنبه 27 1 1397 11:18 صبح

شهید مدافع حرم سلیم سالاری با نام جهادی امیر افتخاری در سال ۱۳۴۵ به دنیاآمد. او به دلیل فعالیت‌های سیاسی‌ توسط بعثی‌ها از عراق به ایران تبعید شد. او بعد از اخراج از عراق راهی دفاع از اسلام و جبهه‌های جنگ تحمیلی شد.پس از آن سال‌ها، برای دفاع از حریم عقیله بنی‌هاشم(ع) چهار مرتبه به سوریه اعزام شد و سرانجام در ۳۱ فروردین ماه سال ۱۳۹۴ در عملیات بصری الحریر به آرزوی همیشگی‌اش شهادت رسید و بعد از ۱۰ ماه انتظار پیکر پاکش برگشت.
مشرق
دوشنبه 27 1 1397 9:36 صبح
سردار شهید احمد سوداگر

در عملیات والفجر ۸ در منطقه فاو یکی از فرماندهان این عملیات بود. در ابتدای سال ۱۳۶۵ با تشکیل قرارگاه قدس وی به مسئولیت اطلاعات قرارگاه قدس منصوب شد و بعد از جنگ مسئولیت‌هایی همچون جانشینی فرماندهی لشکر ۷ ولی‌عصر(عج)، فرماندهی لشکر ۸ نجف و لشکرهای ۲۵ کربلای مازندران، ۲۷ حضرت رسول(ص)و مسئولیت اطلاعات نیروی زمینی سپاه را برعهده داشت.
يکشنبه 26 1 1397 2:32 بعد از ظهر


روز بعد از شهادتش که مصادف با روز عاشورا بود، یکی از هم‌رزمانم در دوران دفاع مقدس که رابطه­‌ی نزدیکی باهم داشتیم با بنده تماس گرفت و جویایحالش شد، در پاسخ به سوال او گفتم که حال محمد خوب است؛ و ادامه دادم، چطور؟ مگر اتفاقی افتاده است؟
يکشنبه 26 1 1397 2:30 بعد از ظهر
سردار شهید مدافع حرم، سید حمید تقوی فر
پروین مرادی همسر شهید مدافع حرم سردار حاج حمید تقوی‌فر :
 در زمان جنگ حاج حمید بدلیل مشغله‌های کاری فراوان اکثر شب‌ها خانه نبود. یکی از آن شب‌ها در کنار دوتناز دوستان که از اهواز آمده بودند اتفاق عجیبی برایمان رخ داد.

شب بود و همه ما در خانه خواب بودیم که ناگهان بر اثر سر وصداهایی از خواب بیدار شدم و شخصی را بالای سرم دیدم که مرا نگاه می‌کرد. با استرس و دلهره‌گی از جا پریدم و فریاد زدم تو کی هستی؟ آن شخص غریبه پا به فرار گذاشت و از خانه خارج شد و رفت.

دوستانم نیز با فریاد کشدن من از خواب بیدارشدند و تا آن مرد غریبه را دیدند شروع به جیغ کشیدن کردند. فردا صبح وقتی حاج حمید را در محل کار دیدم ماجرا را برایش تعریف کردم. او بسیار ناراحت شد و ارزیابی کرد: «احتمالا خانه ما  توسط جاسوسان شناسایی شده است. این خیلی خطرناک است دیگر هیچ یک از دوستان را به خانه نبر زیرا جان آنها هم بهخطر می‌فتد و مسئولیتش بر عهده ماست.» آن شب یک تروریست بالای سر ما بود واینکه اقدامی نکرد تعجب داشت و البته او بدنبال حاج حمید بود.

منبع: دفاع پرس
دسته ها : خاطرات
يکشنبه 26 1 1397 2:25 بعد از ظهر


شیخ نعمت‌الله لطفی پدر شهید مهدی لطفی از مدرسین حوزه علمیه قم واز روحانیون انقلابی با حضور در معراج الشهدا برای آخرین بار با پیکر فرزندش دیدار کرد. وی در توصیف حال خود گفت: هیچ وقت به این خوبی نبودم؛ چرا که پسرم به مقصدش رسیده است.
يکشنبه 26 1 1397 2:22 بعد از ظهر
مظلوم ترین مادر شهید ایران کیست؟+صوت
شهید یوسف‌ داورپناه در 15تیر سال 1344 در شهر کرمان به دنیا آمد. او در رشته برق فارغ التحصیلی شد و با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به عضویت سپاه پاسداران در آمد.پس از آنکه گروهک‌هایمنافقین و ضدانقلاب در غرب کشور اقدام به آشوب و اغتشاش کردند, داوطلبانه رهسپار کردستان شد و با پیوستن به گروه ضربت سپاه پاسداران پیرانشهر، به مبارزه با منافقین و ضدانقلاب پرداخت.

در5شهریور سال 1362 بود که حزب منحله دموکرات که کینه ای عمیق از یوسف داشت,با هجوم به منزل شهید او  را به اسارت گرفتند و پس از شکنجه فراوان او را به طرز فجیعی به شهادت رسانده و پیکر مطهر این شهید بزرگوار را مثله کرده به مادرش برگرداندند.

تسنیم

يکشنبه 26 1 1397 2:16 بعد از ظهر

اولین افتخار خانه‌ام حسن بود. متولد 1342. دوران تحصیل را به سختی پشت سر گذاشت. آن زمان مثل الان نبود. روستایما پنج کلاس بیشتر نداشت. باقی درس را به اردبیل رفت. سال سوم دبیرستان بود که آمدیم کرج. حسن رفت مدرسه شهید عالم‌بخش جهان‌چیت و دبیرستان را به اتمام رساند. کنکور شرکت کرد، قبول هم شد. دانشگاه افسری هم پذیرفته شد امانرفت.
چهارشنبه 22 1 1397 3:16 بعد از ظهر
سعید خواجه صالحانی
گفتم می‌خواهم برایت زن بگیرم، گفت تا مأموریت من تمام نشده اسم زن را نیاورید. اما راضی‌اش کردم که بعد از سیزدهم فروردین، برویم خواستگاری، اما قسمتش نشد.
دسته ها : خاطرات
چهارشنبه 22 1 1397 3:13 بعد از ظهر

می گفت: «روله می خواهی چه کار کنی؟ می خواهی کارهای خوبم بر باد برود؟ می خواهی به همه بگویی من زن خوبی هستم؟ خدا باید بداند هر کس چه کرده است؛ که می داند.»
دسته ها : خاطرات
چهارشنبه 22 1 1397 3:9 بعد از ظهر
X