معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232

همهچیز خوب چیده شده بود و خوب پیش می‌رفت تا اینکه نوبت به آن 23 نفر رسید. آنها نه کف زدند و نه هورا کشیدند. آنها فهمیده بودند که قرار است این بازیتبلیغاتی صدام است برای اینکه از تبعات از دست دادن خرمشهر کمی بکاهد. بچه‌ها این را فهمیدند و نتیجه‌اش شد شکنجه و ده سال ماندن در اسارت.

دسته ها : با اسراء
دوشنبه 19 6 1397 9:53 صبح

فریدونی از صبر تلخ و شیرینی که برای یک لحظه دیدن همرزمانش داشت، بیان کرد: «من از تمام این فضاها عکاسی کردم تا زمانی‌که به ما اجازه دادند به سمت مرز برویم، ساعت‌ها در مرز انتظار کشیدیم، انتظاری که هم تلخ بود و هم شیرین. شیرین برای دیدار دوباره شان و تلخ برای آنکه اجازه نمی‌دادند از مرز عبور کنیم. بسیار درخواست کردیم تا آن‌که به ما اجازه رفتن به اردوگاه آزادگان در خاک عراق را دادند.»

این عکاس افزود: «ژست نیروهای بعثی با آن چهره‌های خشن برای من خیلی سختبود، بچه‌ها در زیر چادرها در حال دادن تست پزشکی به ماموران صلیب سرخ بودند. در همین حال شروع کردم به ثبت تصاویر رزمندگان تا زمانی‌که بچه‌ها سوار بر اتوبوس می‌شدند. وقتی از چادرها بیرون آمدند تا سوار اتوبوس‌ها شوند، باورشان نمی‌شد که آزاد شده‌اند، همچون پرنده‌ای بودند که از قفس رهایی پیدا کرده است.»

دسته ها : با اسراء
دوشنبه 19 6 1397 9:49 صبح

علی فریدونی با بیان اینکه تنها آرزویش در روزهای پایانی جنگ، دیدن دوباره همرزمان اسیرش بوده است، تاکید کرد که در روز ورود آزادگان، انتظاریتلخ و شیرین برای دیدارشان داشتم.
دسته ها : با اسراء
دوشنبه 19 6 1397 9:43 صبح
بعد از ورود مرحوم ابوترابی به اردوگاه، ایشان با فرمانده عراقی اردوگاهصحبت کردند که برخوردشان درست نیست. فرمانده اردوگاه از حاج آقا سوال کردند که شما تعهد می دهید که اینها هیچ گونه فعالیتی انجام نمی دهند؟ حاج آقا گفتند که اینها هیچ کاری نمی کنند اگر شما با انها کاری نداشته باشید. به شخصه معتقدم اگر خداوند اسارت را قسمت مرحوم ابوترابی فرد نمی کرد، بسیاری از اسرای ما از لحاظ جسمی وروحی سالم بر نمی گشتند وحقیقتا ایشان درشرایط اسارت همانند یک پدربرای همه اسرای اردوگاه ها بودند. کلمه اسارت درمنظرعوام یعنی کسی که اسیرشده وفرد اسیرفقط میخورده ومی خوابیده وعمر خود را به بطالت می گذرانده تا آزاد شود.
دسته ها : با اسراء
دوشنبه 19 6 1397 9:37 صبح
شهید علی کسایی در ۱۴ مرداد ماه ۱۳۳۴ مصادف با عید غدیرخم چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در شیراز به پایان رساند و در رشته ی زبان و ادبیات عرب در مقطع لیسانس فارغ التحصیل شد.
دسته ها : خاطرات
دوشنبه 19 6 1397 9:31 صبح
خاطرات شنیدنی خادم مزار شهدای گمنام/دلتان که گرفت سری به این مزارهای عشق بزنید
حالمیخواهم جایی را معرفی کنم که هم کسی باشد که به حرف هایت گوش دهد و هم جایی باشد که خلوتی کنی باخودت؛ یک جایی در دل کوهستان که قلبهای بسیاری رااسیر خود کرده است،" گلزار شهدای گمنام" _درمجموعه ائل داغی_ همانجا که خیلی‌ها دلشان در آنجا گیر کرده است؛ هر جا که از زمین و زمان خسته می‌شوندبه آنجا پناه می‌برند.
دسته ها : خاطرات
دوشنبه 19 6 1397 9:10 صبح

در سال ۶۷ در عملیات مرصاد آرپی‌جی‌زن بود. آنقدر آرپی‌جی زد که از گوش‌هایش خون می‌آمد.

شنبه 17 6 1397 12:0 صبح

شهید محمود بهشتی و شهید فرهاد معصومی از نیروهای حفاظت هواپیمایی کشور بودند که به‌­عنوان کادر امنیت پرواز سپاه حفاظت هواپیمایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این پرواز حضور داشتند و به درجۀ رفیع شهادت نایل آمدند. پیکر مطهر شهید محمود بهشتی بعد از گذشت چهار ماه تجسس شناسایی و در تیر 1397 در جوار مزار پدرش در امامزاده سیدمحمد روستای «هفتادر» در شهرستان یزد تشییع و تدفین شد.

شنبه 17 6 1397 11:57 صبح
منطقه عملیاتی والفجر9
این تصویر در اسفند ماه 1364 شمسی، و در منطقه‌ی عملیاتی «چوارتا» (خاک عراق) ، در میانه‌ی عملیات «والفجر9» به ثبت رسیده است. این قاب، توسط «احمد ناطقی» جاودانه شده و چند تن از رزمندگان بسیجی را در هنگام نماز به ثبت رسانده :
مشرق
شنبه 17 6 1397 11:53 صبح
نوجوان بسیجی
آن چه خواهید خواند، روایتی است از «سید حجت کبیری» از رزمندگان آذربایجانی در سال‌های دفاع مقدس. این سردارِ آذربایجانی، به سال 1336 شمسیدر «خوی» متولد شد و زمانی که مشغول خدمت سربازی بود، آتش انقلاب اسلامی زبانه کشید. پس از پیروزی نهضت «امام خمینی» در دی ماه 1358 شمسی به سپاه پاسداران ملحق شد و مدتی پس آغاز جنگ تحمیلی، خود را به جبهه‌های نبرد رساند. از این پس، تا 8 سال، زندگی «سید حجت» با جبهه و جنگ گره خورد و پس از «عملیات بیت المقدس» به یکی از کادرهای ارشد «لشکر31 عاشورا» (یگان اختصاصی رزمندگان آذربایجانی) تبدیل شد. او تا پایان جنگ، تا مرتبه‌ی ریاستستاد  و جانشینی پیش رفت:
شنبه 17 6 1397 11:50 صبح
سردار شهید «محمود کاوه»
آنقدر که برای داغ محمود می‌سوزم، برای برادر شهیدم که در اسارت زیر گوشافسر و بازجوی عراقی زد و بعد افسر کلت رو از کمرش کشید و تیر مستقیم تو سر برادرم زد نمی‌سوزم. شاید بگم برای برادر شهیدم، یک پنجمی که برای کاوه حسرت و آه می‌کشم دل نسوزانده‌ام. داغ محرومیت از دیدار محمود و آن نه گفتنو رفتن و دور شدن سال‌هاست که مرا می‌رنجاند وهر چه زمان بیشتر می‌گذرد هجوم بی‌امان غم‌ها هم بیشتر و بیشتر می‌شود.
دسته ها : خاطرات
شنبه 17 6 1397 11:46 صبح
X