معرفی وبلاگ
نام : ابوالفضل جعفري . محل تولد : گلپايگان. ********************* به یاد استاد اخلاق و عرفان ، برادر بزرگوارم شهید والامقام محمدعلی خرمی. روحش شاد و با سالار شهیدان محشور. انشاءالله ********************* بارالها : ما را عبد خویش قرار بده . و توفیق عنایت کن زیر چتر ولایت به پرچمداری (آقاسیدعلی) عزیز در رکاب امام عصر (عجل الله تعالی فرج الشریف) عاقبتمان به شهادت ختم بگردد. الهی آمین
دسته
سایتهای موردعلاقه
لینک دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
Rss
طراح قالب
GraphistThem232
gordan118-26

در ابتدای روز چهارم، پاتک دشمن به جزیره بوارین آغاز شد که با تلاش نیروهای قرارگاه نجف این پاتک با ناکامی مواجه گردید. در محور قرارگاه کربلا نیز برای حفظ مواضع جناح راست و تثبیت موقعیت در منطقه کانال پرورش ماهی، نیروهای خودی به رها کردن آب مبادرت ورزیدند. به این ترتیب، پیشروی در این محور متوقف شد و عملیات با دو هدف اصلی تصرف خط نهر جاسم و پاکسازی جزیره بوارین ادامه یافت.
دسته ها : عملیات
شنبه 9 10 1396 10:38 صبح
نامه شهید احمد نوزاد، فرمانده گردان مقدادبن اسود
آن‌چه پیش رو دارید، تصویری از برگِ رسیدِ دریافت سلاح یک شهید، توسط یک رزمنده ی دیگر است که در متنِ سند تاکید شده است بر اساسِ وصیتِ شهید مزبور انجام گرفته. شخصی که به شهادت رسیده و وصیتکرده سلاحش به «احمد نوزاد» تحویل شود، «محمدرضا کارور» است. این سردارِ شهید، در زمانِ شهادت به تاریخ 4 اسفند1362 شمسی، فرماندهی گردانِ «مالک اشتر نخعی» از «لشکر 27 محمدرسول الله(صلوات الله علیه و آله) » را بر عهده داشت. شخصِ تحویل گیرنده، یعنی سردار «احمد نوزاد» به تاریخ 21 دی ماه 1365 شمسی، در کربلای شلمچه بال در بال ملائک گشود و در زمان شهادت، فرماندهی گردان «مقداد بن اسود» از «لشکر 27 محمدرسول الله(صلوات الله علیه و آله)» را در دست داشت. البته متوجه نشدیم که تحویل دهنده ی سلاح، یعنی «حاج امینی»، همان شهید «منصور حاج امینی»(جانشین گردانِ انصارالرسول(صلوات الله علیه)) است یا «حاج محمود امینی»(حفظه الله)(فرمانده گردان حمزه سیدالشهدا).

روحمان با یادشان شاد

هدیه به ارواح بلندپروازشان صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

شهیدان محمدرضا کارور و احمد نوزاد

مشرق

شنبه 9 10 1396 10:29 صبح

یکی از عکس هایش را که فرستاد باز هم دیدم لاغرتر از عکس قبلی است. کمی حرصخوردم و به شوخی برایش نوشتم کسی که پیش عشق اش (حضرت زینب «س») می رود باید به خودش برسد و آراسته باشد نه مثل شما آقا مرتضی ...

شنبه 9 10 1396 10:25 صبح
شنبه 9 10 1396 10:18 صبح
شهید محی الدین افتخاری فرزند علی در سال 1341 در گلپایگان چشم به جهان گشود. او در تاریخ 60/5/18 در منطقه دارخوئین به لقاءالله پیوست.
دسته ها : شهیدگلپا
چهارشنبه 6 10 1396 2:41 بعد از ظهر
شهیدان خراسانی - مقاری - ناسوتی
کوچه و پس کوچه‌های شهر پیشوا نیز این سه دوست را می شناسند. چه شب‌ها که پیش و بعد از انقلاب اسلامی در راه استقرار و استحکام نظام اسلامی، وظیفه خطیر پاسداری از انقلاب را در این شهر برعهده  داشته و با چشمانی بازو تیزبین حتی در شب هنگام، راه را بر معاندین کوردل و طاغوتیان باطل می‌بستند.
چهارشنبه 6 10 1396 1:35 بعد از ظهر
شهید محمد ابراهیم همت
محمدرضا پروازیان، مسئول وقت عقیدتی لشکر ۲۷ می‌گوید: «بعد از آنکه حسین خرّازی فرمانده لشکر ۱۴ امام حسین [علیه السلام] دستش قطع شد و او را به عقب تخلیه کردند، دیدم حاج همت گرفته و عصبانی است. به او گفتم: «تو چراناراحتی حاجی؟» دستم را گرفت و مرا از کنار خاکریز، پنج تا شش متر آن طرف‌تر برد. نشست روی زمین. من هم در کنار او نشستم. حاجی یک نفس عمیق کشیدو گفت: خیبر آخرین عملیات من است. گفتم «نه، این‌طور نیست. ان‌شاء‌الله کهسال‌ها زنده هستی و..» او باز حرف خودش را تکرار کرد و گفت: «این عملیات، آخرین عملیات من است.» * به نقل از کتاب «شراره‌های خورشید» کارنامه لشکر ۲۷ محمّد رسول الله «ص» در عملیات خیبر؛ زمستان ۱۳۶۲ / نشر صاعقه
چهارشنبه 6 10 1396 10:34 صبح
سه شنبه 28 9 1396 1:58 بعد از ظهر

مختار همیشه منتظر خداداد بود و هر بار که از منطقه نیروها و دوستانش میآمدند سراغ خداداد را می گرفت و آن ها می گفتند بعد از ما می آید اما خبریاز خداداد نمی شود. مختار از غم و تشویش خواب می‌بیند و برایم اینگونه تعریف کرد: در یک ساختمان چند طبقه ای بودم به خیالم می آید که خداداد صدا می کند و می گوید:

سه شنبه 28 9 1396 1:57 بعد از ظهر
دسته ها : خاطرات
سه شنبه 28 9 1396 1:55 بعد از ظهر

صدیقه یوسفی همسر مرحوم محمدعلی ابوترابی و مادر شهید مجید ابوترابی به تشریح فعالیت‌های همسر و فرزندش در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و اظهار داشت: همسرم در جلسات مختلف شرکت می‌کرد. ساواک یک مرتبه به مدت دو روز دستگیرش کرد وقتی مدرکی از وی پیدا نکردند، مجبور شدند وی را آزادی کنند و همسرم اجازه نداد شخصی از موضوع دستگیری وی مطلع شود.

دسته ها : خاطرات
سه شنبه 28 9 1396 1:53 بعد از ظهر
آن که رفت و آنان که جا ماندند

تصویری که مشاهده می کنید، شناسنامه و شرحی ندارد. لحظاتی از شهادتِ یک رفیق می گذرد و جامانده‌گان بر بالین دوستِ عینکی به چشمانِ تاریخ می نگرند:
مشرق
سه شنبه 28 9 1396 1:45 بعد از ظهر
فرمانده گردان های لشکر 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه و آله)
نمایی که پیش رو دارید، در اواسط دهه ی 1360 شمسی و در مناطق عملیاتی جنوب کشور به ثبت رسیده است. در این تصویر، چهار تن از فرماندهان پرآوازه‌ی «لشکر 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه و آله)» به ثبت رسیده اند. مردانی که رزمنده گان بسیجی و پاسدارِ تهرانی، هنوز از آنان به شجاعت و دشمن شکنی یاد می کنند. این سرداران پرافتخار، در مقاطع مختلف دفاع مقدس، فرماندهی گردان های یگانِ اختصاصی رزمنده‌گان تهرانی را بر عهده داشتند:

«نصرت الله اکبری» (عمدتا فرمانده گردان «مالک اشتر نخعی»)

«شهید علی جزمانی» (در زمان شهادت فرمانده‌ی گردان «مقداد بن اسود»)

«فاضل ترک زبان» (از فرماندهان عملیاتی گردان «مالک اشتر نخعی»)

«جعفر عقیل محتشم» (عمدتا فرمانده گردان «انصارالرسول(صلوات الله علیه و آله)»)

سلامتی این سردارانِ عزیز صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

مشرق

سه شنبه 28 9 1396 1:43 بعد از ظهر

آن روزها محمدجواد دوست و رفیق زیاد داشت و گاهی هم پیش می آمد که آنها را به خانه بیاورد. به همین دلیل مادر که در ابتدا خیال کرده بود مامورها از دوستان جواد هستند، با روی باز و لبخندی مادرانه در را به روی شان گشود وبه گرمی از آنها استقبال کرد.

دسته ها : خاطرات
سه شنبه 28 9 1396 1:40 بعد از ظهر
کتاب آدم باش - مسعود ده نمکی - کراپ‌شده

گفتم: بابا! یک ساعته دارم دستتون رو فشار می دم، اما شما توجه نمی کنین. با تعجب دو دستش را بالا آورد و به همه نشان داد. باورم نمی شد هر دست او را نگرفته بودم. یک آن به اطرافم نگاه کردم و دیدم وای بیچاره شدم، کنار او خانم رزیدنت اتاق عمل دستش را روی لبه تخت عمل گذاشته بودو من اشتباها جای دست آقای متخصص بیهوشی دست او را فشار داده بودم.
دسته ها : خاطرات
سه شنبه 28 9 1396 1:37 بعد از ظهر
X