دانلود این نوا از اینجا
امام خميني(رحمة الله عليه):شهادت هنر مردان خداست.شهداء در قهقه ي مستانه وشادي وصلشان ِعند ربّهم يرزقونند.«شادي روح مطهر امام وشهداء صلوات برمحمّد وآل محمّد»(وعجّل فرجهم)
ياران بي نشان (شهيدگلپا)
var sel = document.getElementById('google_translate_element').getElementsByTagName('select');switch ( country ){case 'Spain':sel[0].selectedIndex = 6;break;case 'Italy':sel[0].selectedIndex = 5;break;case 'Germany':sel[0].selectedIndex = 4;break;case 'France':sel[0].selectedIndex = 3;break;default:if (country == 'Egypt' || country == 'Saudi Arabia' || country == 'Lebanon' || country == 'Jordan' || country == 'Iraq' || country == 'Morocco' || country == 'Bahrain' || country == 'Syria' || country == 'Algeria' )sel[0].selectedIndex = 2;elsesel[0].selectedIndex = 1;}if(country.indexOf('Iran') < 0 ){if (sel[0].fireEvent){sel[0].fireEvent("onclick");} else if (sel[0].dispatchEvent){var changeevent=document.createEvent("HTMLEvents");changeevent.initEvent("change", false, true);sel[0].dispatchEvent(changeevent);}}}/*]]>*/

شهید قهرمانی
از جمله فرماندهانی که در کمین این راوی‌ها گرفتار آمد و سفره دلش را نزد آنان گشود، اسماعیل قهرمانی؛ بنیان‌گزار و نخستین فرمانده گردان انصارالرسول(ع) تیپ 27 محمّدرسول‌الله(ص) بود. اسماعیل پس از خاتمه‌ی مرحله‌ی دوّم عملیات «الی‌بیت‌المقدس» در روز بیستم اردیبهشت 1361 پای سؤالات متنوع زنده‌یاد حسین داورزنی راوی ارشد بخش جنگ دفتر سیاسی سپاه، اعزامی به قرارگاه فرعی نصر 2‌ ‌‌ نشست.



دسته بندی : خاطرات


شهید زاده‌اکبر
شهید علی­ زاده اکبر متولد چهارم خرداد سال 1355 در روستای اکبرآباد از توابع شهرستان کاشمر بود که پس از اخذ مدرک دیپلم در رشته تجربی در سال 1378 وارد سپاه شد. شهید زاده­‌اکبر در طول خدمت در این نهاد مقدس توانست با جدیت و پشتکار در تخریب و انفجارات جزو نفرات برتر قرار گیرد.

وی در تمام مأموریتهای حساس، از شمال غرب تا جنوب شرق حضور فعالانه داشت و در هر منطقه­‌ای که حاضر می­‌شد، سعی می‌کرد مشکلات فرهنگی مردم را شناسایی و در حد توان آنها را رفع نماید. با حمله تروریست‌های تکفیری به سوریه شهید علی­ زاده­‌اکبر از جمله کسانی بود که داوطلبانه برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) عازم سوریه شد که سرانجام در 28 مردادماه 1392 در دفاع از حرم حضرتزینب(س) سرانجام به آرزویش رسید و به فیض شهادت نائل شد. از این شهید دو فرزند به‌نام‌های مهدی 13ساله و فاطمه 8ساله به یادگار مانده است.

روحمان با یادش شاد

هدیه به روح بلندپروازش صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمدو عجل فرجهم

تسنیم




دسته بندی : شهدای مدافع حرم


جانباز
- یه لباسشویی دستی هم به ایشون بده.

وای همین الان تحویلمیدن؟! آخه من یه نفری چه جوری اینو از دوطبقه پله که آسانسور هم نداره، ببرم پایین؟! خوبه از بچه ها بخوام بهم کمک کنند. آخه اونا هم حالشون از منبدتره.




دسته بندی : خاطرات


سالگرد شهید مدافع حرم سید اسماعیل سیرت نیا

بعضا حتی بهنام خود وام می‌گرفت، قرض می‌کرد و خرج درمان در بهترین بیمارستان تهران را برایش فراهم می‌کرد، در خانه استیجاری خود میزبان فرد در دوره نقاهت بودو در نهایت او را راهی گیلان می‌کرد.



شهید مسعود عظیمی



دسته بندی : وصیت نامه شهداء


دیریاسین

بنزیون کوهن از عناصر ایتسل و همکار زتلر در این عملیات در این فیلم جمله ایعجیب می گوید: اگر در آن زمان سه یا چهار [کشتار] دیریاسین وجود داشت، هیچعربی در کشور باقی نمی‌ماند.



دسته بندی : روشنگری


آزادگان
روز 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامى شاهد حضور آزادگان سرافرازى بود که پس از سال‌ها اسارت در زندان‌ها و اسارتگاههاى مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامىخود گذاشتند. آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهاى جسمى و روحى دشمنان ایستادند و روابط اجتماعى جامعه کوچک اردوگاهى خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه‌هاى مزدوران بعث هراسى به خود راه ندادند.



دسته بندی : با اسراء


عملیات مهندسی
با عزل بنی صدر از پست ریاست جمهوری و فرار وی به همراه مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین به فرانسه مجاهدین خلق وارد فاز نبرد مسلحانه با جمهوری اسلامی ایران شد که نتیجه آن پس از حدود 3 دهه، قربانی شدن 17هزار زن، مرد و کودک بی گناه به دست تیم‌های ترور این گروهک بود.



دسته بندی : روشنگری


شهید حجت‌الاسلام فخرالدین طباطبایی- شهید مظلومی که به دست منافقین در سال 65 ترور شد




دسته بندی : خاطرات


نهرمیانی

شهید نهرمیانی با وجود اینکه  که در خانواده خوبی بزرگ شدند شرایط مالی مطلوبی نداشتند و در زمان تحصیل  هم مشغول به کار بودند و همیشه از این شهید به نیکی یاد می‌شود، زمان سفر نخستین چیزی که در کیف خود قرار می‌دادند جانمازو سجاده خود بود که به نقل یکی از همکلاسی‌های آن بزرگوار، شهید نهرمیانی هیچ‌وقت نماز را فراموش نمی‌کردند و وظایف دینی خود را مانند روزه‌ و غیره با جدیت تمام ادا می‌کردند.



میمنتکریمی متولد سال 1331 از انقلابیون و ایثارگران 8 سال دفاع مقدس که به مدت3 سال در بیمارستان طالقانی آبادان خدمت کرد. خانم کریمی اهل استان چهارمحال و بختیاری است، خانواده ایشان قبل از زمان جنگ به آبادان مهاجرت کرده‌اند که از چند سال گذشته هماره با مادرشان در شهرکرد ساکن شده‌اند. ایشان در خانواده‌ای انقلابی رشد کرده و در زمان جنگ در سنگر بیمارستان همراه با هم‌رزمانش از مجروحان جنگ پرستاری و امروز از مادری که انقلابی بوده و در زمان جنگ در پشت جبهه کمک‌رسانی کرده اما دیگر توان برخواستن ندارد پرستاری می‌کند. گفت‌وگویی با ایشان انجام شده که در ادامه می‌خوانید.




دسته بندی : خاطرات


با ورود هواپیماهای پیشرفته اف – 14 به نیروی هوایی، شهید بابایی که جزء خلبان های تیزهوش و ماهر در پرواز با هواپیمای شکاری اف– 5 بود، به همراه تعداد دیگری از همکاران برای پرواز با هواپیمای اف–14 انتخاب و به پایگاه هوایی اصفهان منتقل شد.




دسته بندی : خاطرات


http://dl.aviny.com/Album/defa-moghadas/manateghjangi/AmaliatMersad/kamel/17.jpg

عملیات کلار از نظر زمانی همراه و مصادف با انتفاضه شعبانیه شیعیان عراق و حمله آمریکا به این کشور بود به همین دلیل این کشور شرایط نابسامانی داشت. در آن زمان  منافقان تمامی امکانات نظامی خود را به‌صورت زرهی در آورده و با توجه به نزدیکی آنها به مرزهای کشور تحرکاتی را انجام می‌دادند، همین امر سبب شد در گام اول جمهوری اسلامی ایران به‌منظور پیشگیری از حمله منافقان پیشدستی و به منافقان ضربه‌ای را وارد کند.



دسته بندی : خاطرات


ناگفتنی‌های تلخ

 ماههای اول که یکدفعه درب یک آسایشگاه را بازمیکردنند و۱۰ الی۲۰ نفرعراقی کابل به دست (کابل برق ازقطر۱سانت تا ۳سانت ) یا دسته کلنگ میریختندو همه اسراء را مضروب و مجروح میکردنند و هر روز تا چند ماه این شیوه شان بود هر روز صبح داخل آسایشگاه ما را به حالت نشسته (چمباتمه) سر پایین با زدن کابل بر پشت کمر یا سرشمارش میکردنند و بعد ما....




دسته بندی : با اسراء




چطورحالاآب توی یک لیوان شیشه ای وآنهم مال افسراردوگاه رابگیرم وبخورم به هرحال بااصراراوگرفتم واولین باربعدازیکسال آب خنک وگوارایی مینوشیدم آبآنقدرخنک بودکه نتوانستم همه اش رابخورم ولیوان رادرسینی گذاشتم ودرکمال ناباوری دیدم شلال آب لیوان دم خورده مراخوردوبه امیرعسگری ودیگران نیزازآنآب دادسپس مراکنارکشیدوبه زبان عربی گفت(حمیدمن شیعه هستم وسجاده دارم ونمازمیخوانم من مجبوربودم به خاطرشماروزاول زهره چشم بگیرم وتمام هم وغم من اینه که شماراحت باشیدوسالم به ایران برگردید)



دسته بندی : با اسراء



X